نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران
بیداری پایگاه درفش کاویانی در راه مبارزه با خرافات و ننگ و جنایات 1400 ساله دین و 400 ساله مذهب و 31 ساله حکومت ننگین و خودکامه و پر ازفساد و جنایت آخوندی - یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز بهمین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به زرتشتی فلک زده ای می رسد که با شمشیر عرب لا اله الله گفته بود !! بی آنکه حتی معنی آنرا دانسته باشد!! شجاع الدین شفا - تولدی دیگر -
خدایا ایران را از دروغ و دشمن و خشکسالی حفظ کن - دعای داریوش بزرگ برای ایرانیان همه زمانها

.

هیچکس حقایق مذهبی را بخوبی آنهائی که توش خردگرائی را از دست داده اند نمی فهمند - ولتر

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

از خلیج فارس تا خوزستان و کارون زیبا و کویر ارومیه ! / توهین به خلیج فارس فقط تحریف نامش نیست !



از خلیج فارس تا خوزستان و کارون زیبا و کویر ارومیه
!

توهین به خلیج فارس فقط تحریف نامش نیست!

هست ؟؟؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
مرگ بی سابقه ماهی ها در سواحل بندرعباس - آذر 1389

گمان نبرم هیچ ایرانی را در هیچ نقطه از جهان بتوان سراغ گرفت که اهل اینترنت باشد و تاکنون در صندوق پست رایانه‌اش ایمیلی در دفاع از نام خلیج فارس و هشدار در برابر تحریف این نام باستانی دریافت نکرده باشد. اغلب هم ما دریافت‌کنندگان این ایمیل‌ها، مشتاقانه وظیفه‌ی ملّی، میهنی خود را انجام داده و فکر می‌کنیم با پر کردن فلان پتیشن یا شرکت در بهمان نظرسنجی اینترنتی توانسته‌ایم مشت محکمی به دهان یاوه‌گویانی که در صدد دزدی یا تحریف این نام اصیل و کهن هستند، بزنیم و به این ترتیب حرمت آبی‌ترین دریای وطن را در جنوب ایران‌زمین به جا آوریم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
سواحل آلوده بوشهر

اما حقیقت آن است که حرمت‌شکنی خلیج فارس فقط در تحریف نامش خلاصه نمی‌شود!

وقتی در سواحل هرمزگان برای چندمین بار شاهد قتل عام فجیع اهالی آبزی خلیج فارس و دریای عمان هستیم (و از تاریخ درس نمی گیریم)؛ وقتی در نایبند بی مهابای فرداها به خلیج فارس سم تزریق می‌کنیم؛ وقتی در بوشهر اینگونه با سواحل رؤیایی‌مان رفتار می‌شود؛ وقتی در ماه‌شهر سالهاست که کسی جرأت خوردن ماهی را ندارد و وقتی در اروند رود، به جای آب زلال چشمه‌سارهای سبزکوه و دنا، پساب مسموم و فاضلاب متعفن کارخانه‌ها و اراضی کشاورزی و سکونتگاه‌های انسانی را به باختری‌ترین مرز خلیج فارس هدیه می‌دهیم؛ دیگر نباید فقط از تحریف نام خلیج فارس نگران باشیم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
مرگ لاک پشت های سبز در سواحل نایبند - عسلویه


شما به من بگویید: فارس نامیدن آلوده‌ترین محیط آبی جهان چه فخر و وقاری برای ما دارد؟

واقعیت تلخ این است که ما خلیج فارس را به یک آبریزگاه عمومی و متعفن بدل ساخته‌ایم و بگذار نام این آبریزگاه هر چه می‌خواهد باشد!
 
 

نگاهی به خوزستان و لب کارونی که دیگر گل‌بارون نیست!

کارون، روزگاری پرآب‌ترین، باکیفیت‌ترین و یگانه رودخانه‌ی ایران بود که قابلیت کشتیرانی داشت. اصلاً کارون در روزگاری نه‌چندان دور، گل بارون بود … لب کارون را که یادتان هست! نیست؟
اینک اما چندسالی است که کارون نفسش به شماره افتاده و بدتر از آن، این که فقط این سدهای پرشمار بالادست و تونل‌های عظیم انتقال آب نیست که روزگار کارون را به خاک سیاه نشانده است؛ چرا که پساب‌های آلوده‌ی صنعتی، کشاورزی و شهری و روستایی را نیز باید به دلایل این نفس‌تنگی افزود … به نحوی که بخش‌هایی از کارون سیمای بیابانی پیدا کرده و بخش‌های دیگرش اینگونه تغییر رنگ داده و از بوی تعفن نمی‌شود به آن نزدیک شد …

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نتیجه آن که استانی که ۳۰ درصد حجم آبهای سطحی کشور را در خود جای می‌داده است، زنان و کودکانش باید اینگونه در پی مایه‌های حیات باشند و استانی که بر روی مخازن نفت و گاز خوابیده، باید مادرانش اینگونه در پی کپسول گاز باشند …

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کسی چه می‌داند؟ شاید روزی همین شازده کوچولوی تنها یا آن معصومیت دوخته شده به آن بادبادک رنگی توانست دوباره خنده را به سرزمین خوزستان بازگرداند …

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و سرانجام نخستین تصویر از کویر ارومیه انتشار یافت!
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
تازه ترین تصویر از کویر ارومیه - 15 آذر 1389

همه‌ی آنهایی که تاکنون دریاچه نمک قم را از نزدیک دیده‌اند، بی‌شک چنین مناظری را به خاطر دارند؛ همان ذوزنقه‌های آشنا و نمکی‌ای را می‌گویم که در اغلب فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هم نقش عالم برزخ را بازی می‌کنند!
اما اینک علی اصغر شادجو، عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی، تصاویری را از دریاچه ارومیه به سراسر جهان مخابره کرده است که نشان می‌دهد، برای دیدن آن ذوزنقه‌های آشنا، دیگر مردم شریف ساکن در سرگربه‌نشان و دوست‌داشتنی وطن، لازم نیست تا رنج سفر را بر خود هموار کرده و به مرکز ایران بیایند! کافی است خود را به محوطه‌ای برسانند که سابق بر آن، نگین فیروزه‌ای وطن (دریاچه ارومیه) می‌نامیدنش و امروز همان عالم برزخ یا کویری دست‌ساز به نام ارومیه!
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
و این هم کویر دریاچه نمک قم در جنب مرنجاب: بهار 1385


وای بر ما که به مرگ طبیعت عادت کرده‌ایم
و همچنان حاضر نیستیم تا دست از خودخواهی‌ها و آزمندی‌های خویش برداریم!
آدینه ناهید شید 13 اسفند / 2569 شاهنشاهی برابر با

13 اسفند 1389 تحمیلی
 

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

یکی دیگر از سند های مهم اثبات تقلب در انتخابات: نامه سرگشاده جمعی از کارکنان وزارت کشور در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸


با درود بر خوانندگان گرامی:
در آغاز اسپندارمذگان ، 29 بهمن ماه روز دوستی و محبت ایرانی  و یا (  ولنتاین ایرانی  ) را به همه ایرانیان خجسته باد میگویم امیدوارم هر روزتان پر محبت و دوستی باد.

* در این قسمت میخواهم با وجود گذشت 3 روز از 25 بهمن ماه و شنیدن اعتراضات مردمی و کشته شدن دگر بار ایرانیان حق طلب  برای گرفتن حق و حقوق پایمال شده 32 ساله مان ،  بخصوص بعد از حوادث خرداد سال 88 ( تحمیلی ) گذشته و تقلبی آشکار که در این رای گیری شد و  به خیابانها آمدند و شجاعت خودرا بدون ترس فریاد زدند ،  بار دیگر یک سند از اثبات تقلب این دولت را در اینجا برای مشاهده دوستان منتشر کنم :

* یکی دیگر از سند های مهم اثبات تقلب در انتخابات:
نامه سرگشاده جمعی از کارکنان وزارت کشور در تاریخ ۱۸ خرداد  ۱۳۸۸

در این نامه که رونوشت آن به ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست قوه قضائیه، ریاست کمیته صیانت  آرا مردم، مسئول بازرسی دفتر مقام معظم رهبری، ریاست سازمان بازرسی کل کشور و کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ارسال شده آمده است:
 اینجانبان از کارکنان متعهد، متخصص و ایثارگر وزارت کشور، با سابقه کارشناسی و مدیریتی در برگزاری انتخابات متعدد، بعضا از دوره‌های آیت الله خامنه‌ای، آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اعلام می‌نماییم؛ از سلامت انتخابات کنونی به دلایلی که شرح خواهیم داد، احساس خطر می‌کنیم. بعد از ریزش شدید آراء یکی از کاندیداها و نا امیدی یارانش و نیز کاهش درصد آرای مشارالیه در نظر سنجی‌های معتبر دولتی دراوایل اردبهشت ماه سال جاری، یکی از آقایان اساتید حوزه و رئیس موسسه آموزشی در قم که اتفاقاً زمانی مباحث فلسفه سیاسی را درنماز جمعه تهران مطرح می‌کردند،  در جلسه محرمانه‌ای با تفسیر به رأی سوره بقره آیه 249 خواهان تغییر آرا به نفع کاندیدای اقلیت می‌شود و می‌گوید: «اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزش‌های اسلامی که اکنون در لبنان، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است؛ هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند، ولا غیر. بر شما مسئولین انتخابات، هر امری واجب است».  

پا نویس:
شما خوانندگان بگوئید به ما ، اگر قرار باشد ما برویم به یک نفر تعیین شده رای بدهیم ، پس دیگر چرا برویم رای بدهیم ؟؟ خود آن شخص مربوطه بیآید و بگوید ، دوره بعدی من رئیس جمهور هستم ! این رای گیری در اینصورت بی معنا میشود ، منتهای مراتب این دولت یک بام و دو هوا کار میکند یعنی مثل محمد رسول خدایش که اسلام برای ما ایرانیان هدیه آورد و اینطور 1400 سال گرفتارمان کرد،  ضد و نقیض عمل میکند هم میخواهد به ایرانیان و جامعه ء بین المللی بگوید ما رای گرفتیم و اصول دموکراسی را اجرا کردیم و  هم طبق احکام قران و دلایل( شیطانی غلط  خودشان ) مارا به طرف دادن یک رای به یک شخص بخصوص وادار میکنند !! ( و اگر وادار نشویم که نشدیم ، تقلب میکنند ) ، این میشود یک بام و دو هوا داشتن ، این یعنی دو دوزه بازی کردن ، این میشود دو سره بار کردن ، این میشود هم از توبره خوردن و هم ازآخور خوردن، این میشود دروغگوئی و ترویج دروغ گوئی  ، این یعنی ما دموکراسی و اصول آزادی بیان و رای در ایران اسلامی شده نداریم ، این یعنی فقط حرف زور و احکام اسلامی و قران بر ما حاکم است و بس
- پس آن حرف آخوند خامنه ای که میگفت و داد میزد دموکراسی اسلامی را به ما ایرانیان خوب تفهیم میکند

28 / بهمن / 2569 شاهنشاهی

۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

گرفتاری های ایران:


 گرفتاری های ایران:

گفتاری از سر درد دل و حقیقت گویی با خوانندگان گرامی:

وقتی تاریخ ایران را میخوانم متوجه گرفتاری ها و بن بستهای ایرانیان میشوم از بند واژه های ( خطوط ) تاریخ سرهای بریده و بدن های سوخته و متعفن شده و خونهای ریخته شده می ریزد نسکهای طبری ، ابن مقفع و ...  که از دوران خلفای بنی امیه و بنی عباس عموی جون جونی محمد رسول الله  میگوید و نسک های صفویان از امیر حسین خنجی و تشیع و قدرت که طریقه به قدرت رسیدن آخوندهارا در آن بیان کرده ( نوشته بهزاد کشاورزی ) وحاجی سیاح که از دوران خوف وحشت زمان قاجاریه  و کثافتکاری های آخوندی به نام مجلسی از دوران مشروطیت سخن میگوید ( تمام این نسکها در حاشیه وبلاگم هستند میتوانید دانلود کنید و بخوانید و مثل من بسیار متاثر شوید )  تمامی آنها بدبختی های ایران و گرفتاری هایش هستند ، آدم از خواندن آنها انقدر متاثر میشود که میخواهد سر بر زمین بگذارد و بمیرد تا مغزی نباشد که تاسف بخورد و افسرده بشود ، تازه اشکال به همین جا هم ختم نمیشود ، بعد از آمدن رضا شاه و پسرش هم دشمنی ها با نامهای مختلف ادامه پیدا کرد و بدتر از همه اینکه بعد از رفتنشان بود که دیو چراغ جادو از چراغش درآمد و دروغگوئی های بعدی را انجام داد بعد از رفتن پاسبان کشور که همانا محمد رضا شاه بود اشخاصی  که نام کثیفشان را بدم میآید بنویسم ( که همگی آنهارا میشناسند)  پیدا شدند نسکهائی مینویسند و تمامی بزرگی ایران را که همه تاریخ نویسان با وجود جو خفقان دوره خودشان اثباتش  هم کرده اند انکار میکنند :

انکار ها:

- در زمان هخامنشیان برده داری بوده ( درصورتیکه از تصاویر روی سنگهای تخت جمشید مشخص هست که مردم کارگر بودند و برده نبودند و همگی دستمزد میگرفتند 
- این آخوندهای حرومزاده مادر صیغه ای بالای منبر دروغ و فسادشان میگویند کورش در دوازده سالگی کاروانزن بوده درصورتیکه این محمد پسر عبدالله بوده که شغلش در آن قبایل کاروانزنی بوده درواقع شغل محمدبن عبدالله را به کورش داده اند ، نقشه ایران را درآنموقع ببینید ( که از گوگل میشود سرچش کرد و پیدایش کرد و دید) نصف جهان آنموقع جزو قلمرو ایران بوده در نتیجه کورش  یک شهرنشین بوده و نمیتواند کاروانزنی بکند در شهر شغلهای متعدد هست مثل درودگری ، آهنگری ، بافندگی ، کشاورزی و غیره و غیره ...  ، کاروانزنی مخصوص قبایل بی هنر و بی شغل است  و نه مخصوص شهر نشین هائی که نصف جهان را هم زیر سلطه دارند،
 ما در ایران به علت کتاب سوزی ها و کتاب به آب ریختن ها باید دستگاه بویائی قوی – ای داشته باشیم ولی مثل اینکه دستگاه بویائی بعضی از هم میهنانمان هم خراب است مثل بعضی ها که در قسمت نظرات من میآمدند و میگفتند بو هم کشیدیم و دیدیم کورش کاروانزن بوده و در زمان هخامنشیان هم برده داری بوده نام چندتا از این دزدان دروغگو را هم با عکس و تفصیلاتشان در وبلاگشان گذاشته اند و به نوشته آنها استناد میکنند!!  
ولی باز میگویم با همه این دروغگوئی ها ما ایرانیان هنوز نوشته هائی داریم که به سوی حقیقت مارا راهنمائی کند ، درضمن بقول صادق هدایت میشود بو هم کشید و از شامه مان استفاده ببریم و دیدن سنگ نوشته هایی که هنوز ندزدیدنش و عکس و تفصیلاتش هم هست و از وجود نقشه ای که نشان میدهد نصف جهان آنموقع مال ما بوده میشود به حقیقت دوران هخامنشی و پادشاهانش پی برد بخصوص  دوران کورش و داریوش بزرگ 
- این دزدان مملکتی ما کاررا بهتر هم کرده اند و نشریه در اروپا منتشر میکنند و در آن مینویسند که زبان فارسی لهجه ای از زبان عربی هست و از این مزخرفات که اثباتش فقط پیش یک مشت ساندیس خور هست و بس
به هر حال با نوشتن این مقدار ناچیز از دشمنی ها میخواهم نتیجه بگیرم که اگر ایرانیان میهن خودرا دوست داشته باشند حتی اگر تمام تاریخ نویسان دروغ بگویند و کتابهایشان را بدزدند و بسوزانند و به آب بریزند فقط میهن دوستی شان میتواند به آنها بفهماند که راه راست کدام است و دروغ های تاریخ را از راست تشخیص بدهند و این همان دستگاه دروغ سنجی است که همه ما منتظر اختراعش هستیم.

پانویس:
دراینجا به خوانندگان گرامی سایتهائی را معرفی میکنم که میتوانید به آنها رجوع کرده و نوشته و تصاویر خشونت و بی رحمی و جنایت این دولت ( نا ) مردان را معرفی کرده و به آنها بفرستید،  تا در فردای آزادی ایران بشود در دادگاه بین المللی لاهه آنهارا مجازات و مکافات کرد.  

خشونت طلبان از خواب غفلت بیدار شوید روز مکافات نزدیک است

در راستای مکافات نیروهای ذوب شده ولایت  باید خبر بازشدن پرونده ای برای جنایات جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه به جرم جنایت علیه بشریت را که در اطلاعیه مورخ :
 ۲۹ اگوست سال ۲٠٠٩ کمیته بین المللی علیه اعدام به اطلاع عموم رسیده را بشما بدهم و بشما بگویم نهادی به نام "کمیته پیگیری پرونده شماره OTP-CR-777/09 " این شکایات را جمع آوری نموده و مستقیما به دادستانی دادگاه بین المللی جنائی لاهه ارسال خواهد کرد. این شماره را بخاطر سپرده و به دیگر هموطنان اطلاع رسانی کنید.

کمیته بین المللی علیه اعدام از کلیه مردم شریف و آزادیخواه ایران ، و از تمامی قربانیان خشونت جمهوری اسلامی از همه خانواده های زندانیان، اعدامیان و جانباختگان و همچنین از تمام زنانی که طعم خشونت و تبعیض و تجاوز را به حریم زندگی شخصی و حقوق مدنی و اجتماعی چشیده اند و
 
از کسانی که در راهپیمایی های اعتراضی آسیب دیده اند میخواهد که به هر صورت ممکن شکایات خود را برای این کمیته ارسال کرده تا در اولین فرصت این شکایات را برای دادگاه بین المللی جنایی لاهه ارسال کنیم. امروز زمان آن است که سران جمهوری اسلامی را بر صندلی های محاکمه نشاند و نورافکن وجدان های آزاده دنیا را بر روی جنایات آنها انداخت.

این اخطار و یک تهدید بچه گانه اینترنتی نیست یک اقدام عملی اولیه برای کسانی است که سعی دارند با سرکوب های خیابانی و زندان و تجاوز و قتل و اعدام بر خلاف جهت آب و خواست ملت ایران شنا کنند در ابتدا اخطارم به آقایان سرداران عزیز جعفری ٬ رادان٬ احمدی مقدم ٬ نقده ای ( نقدی ) و طائب و ... اربابان آنها یعنی آقا سید علی خامنه ای و مجتبی خامنه ای است اما عمله های ظلم دون پایه آنها نیز بهتر است احساس امنیت نکنند .

هموطنان جهت طرح شکایات خود و ارائه عکس و فیلم و اسناد و .... جهت پیگیری دعوای حقوقی خود به آدرس ها و افراد ذکر شده در ذیل مراجعه کنند بنظر من این اقدام یک عمل دموکراتیک و مانع از بوجود آمدن صادق خلخالی های دیگر در تاریخ آینده این کشور خواهد بود و در عین حال جنایتکاران نیز از مجازات در امان نخواهند ماند.

دوستان مدافع ولایت فقیه خشن تر بر خورد کنید چشمها بر روی شما و اعمالتان دوخته شده است.



بیست و پنجم بهمن ماه حماسه خواهیم آفرید

فرشاد حسینی
farshadhoseini@yahoo.com
0031-633602627
مینا احدی
minaahadi@aol.com
0049 177 569 24 13
کمیته بین المللی علیه اعدام




توئیتر

22/ بهمن / 2569 شاهنشاهی

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

پرسشی در مورد تجاوز در زندانها ( بخصوص به دختران باکره جهت به بهشت نرفتن آنان ) و علت شرعی آن


پرسشی در مورد تجاوز در زندانها و علت شرعی آن:

من با وجودیکه میدانم در ایران کنونی ما با وجود حاکمین بیمار فکر و بیمار مذهب  این رژیم مرتب اخبار ناشایست و وحشت بار میشویم و میخوانیم میخواهم مطلبی در مورد تجاوز در زندانها و علت شرعی آن مطلبی بنویسم و پرسشهای خودرا با دیگر خوانندگان بخصوص کسانی که به ولایت فقیه این رژیم اعتقاد دارند در میان بگذارم:

در آغاز گوشه ای از بیانات مهدی کروبی خطاب به هاشمی رفسنجانی و آیت الله منتظری در مورد تجاوزات مکرر به دختران و حتی به پسران در زندانها در سالهای گذشته خطاب به خمینی را بخوانیم:

مهدی کروبی رئیس دو دورۀ مجلس شورای اسلامی روز هفتم مرداد ۱۳۸۸ در نامه ای خطاب به ایة الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری نوشت:
«برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌ اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است؛ از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌‌ اند به طوری ‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده ‌اند و در کنج خانه ‌های خود خزیده‌ اند.»
در سال های نه چندان دور نیز نامۀ دیگری نوشته شد و در تاریخ ثبت شد.
۱۷ مهرماه سال ۱۳۶۵ ایة الله منتظری قائم مقام رهبری درنامه ای خطاب به ایة الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت: «آیا می دانید در بعضی از زندان های جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کرده اند؟

و اما پرسش من :
و اما اینکه، خمینی در زمانی که به ایران آمد و به قدرت رسید حکمی را از مغز و اندیشه ناقص و بیمار  مسلمان و شیعی و فقهیش صادر کرده بود مبنی بر اینکه به دختران باکره در زندانها تجاوز کنید تا در آن دنیا فاطمه زهرا شفاعت آنان را نکند و آنها نتوانند به بهشت بروند!!!  و از آنطرف من در مقالاتی که از زندانیان برایم میرسید میدیدم که مجریان حکم در زندانها مبلغی به عنوان مهریه این دختران تجاوز شده را میبرند به در خانه اشان و به پدر و مادرشان میدهند و میگویند دخترتان را ما عقد کردیم و این هم مهریه آن ، در اینجا نکته ای جالب توجه همیشه در گوش من و فکر من خودنمائی میکند که آیا وقتی دختری عقد میشود و شما پاسدار زندانها مهریه اش را می پردازید ، آیا معنایش این نیست که اورا به عقد خود درآورده اید؟؟ پس در اینصورت خلاف فتوای خمینی عمل شده و دختر عقد کرده پیش شما آمده و در نتیجه بعد از مرگش هم بنا به عقیده خمینی فاطمه زهرا در آن دنیا دختری را که عقد شده را باید شفاعت کند و در نتیجه این دختر میرود به بهشت،   پس آیا شما پاسداری که به دختری تجاوز کردید آیا دستور ولی فقیهتان را درست اجرا کرده اید؟؟؟؟ ،  شما باید تجاوز کنید به او و زن تجاوز شده که مهریه به او تعلق نمیگیرد؟؟ !! ولی شما پاسداران دو دوزه بازه ، دو رو هم تجاوز به او میکنید که به بهشت نرود و هم مهریه ای ولو ناچیز به والدینش  میدهید تا دهن مادر و پدرش و دهان هر ایرانی پرسشگر را ببندید و بگوئید ما به او تجاوز نکردیم و مهریه اش را پرداخت کردیم؛

  آیا این همان شرع نبی و شرع خمینی تان است؟؟؟؟؟؟!! تجاوز به دختران مردم به هوای قوانین من درآری شرع و فقهی و بعدم دو دوزه بازی و دروغگویی هایتان به این و به آن!!


این پیام به رویداد پنج شنبه 14 بهمن ماه 2569 شاهنشاهی برابر با
14 بهمن ماه 1389 خورشیدی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه

بی قانونی و بی عدالتی یک کشور امام زمانی (که مرتب هم دزدان و قاچاقچیانش را اعدام میکند ) به نام ایران



بی قانونی و بی عدالتی  یک کشور امام زمانی  (که مرتب هم دزدان و قاچاقچیانش را اعدام میکند )   به نام ایران:

کشوری که با احکام غلط اسلامی اداره بشود همین میشود این دو خبر از وضعیت دزدهای مملکت هستند ممکن است بگویئد خبرها در ایران هدایت شده هستند و در نتیجه نمیتوانند درست باشند؛  من هم میگویم فقط خبر دزدی و چاقو کشی در غرب تهران تا دو هفته پیش از این تاریخ 43 فقره بود که من خودم شاهد اتفاقاتش بودم 

به جای دزد گیری،  زنان گیری داریم ( اینست شعور و احکام الهی ما / اینست عدل و داد اسلامی ):
طرح دورکاری زنان نیز یکی از این اقدامات بود که اکنون مدتی ست در کشور امام زمانمان  اجرا شده است. جز آن احمدی نژاد در چند سال گذشته با هرگونه حرکتی در مورد احقاق حقوق زنان به شدت مخالفت کرده است.  بخشی از طرح مبارزه با بدحجابی نیز به همین قصد است زیرا دولت کودتا حجاب را نه ارزش و احترامی برای زن بلکه راهی برای محدود کردن او می داند و برخورد با زنان در کوچه و خیابان نه برای ایجاد امنیت در جامعه بلکه برای ایجاد ترس و احساس عدم امنیت در آنهاست. 
چه اگر احمدی نژاد به فکر امنیت جامعه بود به جای زنان، دزدان و قاتلان را کنترل می کرد 

در این راستا در وبلاگ دوستی این چنین نظر دادم که معتقدات من در این سالهای عمرم هست در ایران ، همان را اینجا هم منعکس میکنم
ببینید دوستان ،  ما حتی در فرهنگ ایرانی اعدام نداریم ( حتی واژه اعدام هم نداریم و به جای اعدام باید مثلا" بگوئیم به نیستی فرستادن )  و در شاهنامه هم فریدون و کاوه آهنگر وقتی ضحاک را میگیرند کت بسته میبرندش در کوههای دماوند و آنجا تا آخر عمرش زندانی میکنندش ولی خونش را نمی ریزند ، در فرهنگ ایران جان انسان و جان حیوان را نمیگیرند جان ارزش زیادی دارد ولی این اقوام سامی و رومیان خون و خونریزی را به ما یاد دادند طوری که ایرانیانی که آنطور با جان ستانی مخالف بودند برای اجابت شدن هر آرزوئی جان یک گوسپندی را میگیرند و خونش را به در و دیوار و ماشینشان می پاشند تا به اصطلاح با گرفتن جان یکی دیگه جان خودشان  و مال و منالشان در امان بماند ، ما میتوانیم به جای این جان ستانی ها در مملکتمون قوانین دزد گیری داشته باشیم و زیر سایه قانون و دادگستری از شر دزدی ها رها شویم ولی گویا در این مملکت پلیس و کلانتری و دادگاهها در خدمت حاکمین وقت هستند و مشغول زنان گیری و کاری به کار دزد ندارند و این  نشان میدهد ما قانون و کلانتری و پلیس نداریم!! 
( عوضش خدا و پیغمبر و احمدی نژاد و خامنه ای و امام زمان که داریم )

( احتمالا" این دزدانی هم که بوسیله حکومت فعلی گرفته میشوند دزدی و یا قاچاق نکرده اند و به آنها تهمت دزدی زده اند تا بتوانند دشمنان رژیم را بدون دردسر اعدام کنند!! / چه اگر با اینهمه که دزدان و قاچاقچیان را اعدام میکنند پس باید نسل دزدها و قاچاقچی  در ایران از بین رفته باشه ولی میبینیم که نشده پس کاسه ای زیر نیم کاسه هست  ) ،  ولی گویا خامنه ای و احمدی نژاد این دو نهاد را بخوبی دارند ، ما  ایرانیانی که جان را نمی ستاندیم حالا که مسلمان شدیم باید هی خدا خدا کنیم و قران بخوانیم و سر بگیریم و جان حیوان بگیریم تا  واژه های عربی قران و موجودی نا موجود به نام خدا و خون ریخته شده حیوان زبان بسته محکوم شده  بتواند امنیت مارا در کشورمان تامین کند !!!، ولی بهتر است بگوئیم ما ایرانیان هم قانون نداریم هم خدا را نداریم چون گویا قانون و خدا  ( یی که وجود هم نداره ) هردو در اختیار این حکومت هستند.

و حالا گوشه ای کوچک از وضعیت  کلانتری هایمان

ماشینمون رو دزد ‌برده، سرگرد آگاهی آدرس چندتا از پاتوق‌های دزدها رو بهمون داده، می‌گه برین ببینین سرنخی از ماشینتون اینجا‌ها پیدا می‌کنین یا نه! اگه سرنخی پیدا کردین به ما خبر بدین!!! مملکته داریم؟

* برای اینکه بهتر بتوانید وضعیت کشور داری را در دورانهای طلائی و شکوفائی اسلامی ، شیعی بدانید علاوه بر خواندن مطالب زیر،  نسک ( کتاب ) حاجی سیاح را هم که در اینجا  گذاشته ام لطف کنید و دانلودش کنید تا بخوانید و بفهمید در زمان قاجاریه کشور چندین هزار ساله ایران بدست پادشاهان بسیار مسلمان و بسیار شیعه قاجار چطوری کشور داری میشده است؟؟ ، بفهمید ، تا اسلام و شیعه و آخوند هست دوران خوف و وحشت و بی ناموسی و پدرسوختگی در زمینه های مختلف هم  در کشور هست ، زن ستیزی و ارزش ستیزی هم هست،  
بخوانید بدبختی های کشور اسلامیمان را هم الان و هم در گذشته ما. 

* خوف و حشت  در زمان حال ( سال 89 خورشیدی تحمیلی )

ماشینمون رو دزد ‌برده، سرگرد آگاهی آدرس چندتا از پاتوق‌های دزدها رو بهمون داده، می‌گه برین ببینین سرنخی از ماشینتون اینجا‌ها پیدا می‌کنین یا نه! اگه سرنخی پیدا کردین به ما خبر بدین!!! مملکته داریم؟ 
این وضع کلانتری های مملکتمون

و حالا بشنوید راجع به دادگاهها ی ایران:


دروغ کسب و کار من است:
1389/10/28

به رئیس شهربانی کل کشور :
در دادگاهی که شهودش خرید و فروش میشوند ، میشود گفت دادگاه ؟؟
اینجا دادگاه هست یا دارند در یک کشوربزرگی دادگاه بازی میکنند؟؟؟؟؟

- گزارش خبری را بخوانید:
( اگر چه ممکن است شما خواننده گرامی خبرهای بدتر از این را خوانده باشید و یا شاهد بوده باشید ):
خرید و فروش شهود در جلوی دادگاه‌ها در دهه اخیر به یک معضل تبدیل شده به ‌طوری که برخی سودجویان، شهادت در دادگاه را به‌عنوان حرفه و پیشه خود انتخاب کرده و افراد بی‌گناه را با یک شهادت دروغ متهم می‌کنند.

1- قانونی که در دادگاه اجرا نمیشود:
بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری و مدنی باید دادگاه نام و مشخصات شاهد را به طرف دیگر دعوا ارائه کند تا شخص مورد نظر در مورد سلامت و عدالت شخص شاهد، تحقیق و بررسی کرده و اگر مشکل یا ایرادی را مشاهده کرد به دادگاه ارائه کند اما این قانون در دادگاه‌ها اجرا نمی‌شود.
این در حالیست که ماده 1309 قانون مدنی پیش از این اثبات اسناد رسمی را با شهادت شهود خلاف دانسته بود که در تاریخ هشتم آبان‌ماه 1367 شورای نگهبان این قانون را خلاف شرع دانسته و شهادت شهود را بیّنه و شرعی حتی در اثبات اسناد رسمی اعلام کرده است.
فرصت «دروغ‌گوئی» در دادگاه‌های ایران بیشتر است
در اروپا دادگاه‌ها بر اساس سیستم پرس‌آزمایی برگزار می‌شود به‌نحوی که شاهد در محضر دادگاه، هیأت منصفه، شهود، وکیل و دادستان سؤال و جواب می‌شود و قاضی به سخنان آنان گوش می دهد و شاهد فرصتی برای «دروغ‌گویی» یا «تضاد گویی» ندارد ولی در ایران تمامی سؤالات را باید قاضی سؤال کند و در این فاصله شاهد فرصتی کافی برای «دروغ‌پردازی» دارد.
با این حال گروهی از وکلا و حقوقدانان بر این عقیده‌اند که در جامعه امروزی نباید شهادت را رکن اصلی تصمیم‌گیری در پرونده قرار داد ولی می‌توان با اجرای صحیح قانون این آسیب قضایی را رفع کرد.
معاون قضایی قوه قضائیه در این خصوص میگوید:
«وقتی مردم موازین اسلامی را زیر پا گذاشته و شهود دروغ‌گو را در دادگاه حاضر می‌کنند و در دادگاه تجدیدنظر هم باز شهودی دیگر به دروغ شهادت می‌دهند قاضی چه کند؟.»
ممکن است خون بیگناهی ریخته شود
حجت‌الاسلام کریمی، نقش رسانه‌ها در مواجهه با این معضل قضائی را مهم دانسته و توضیح میدهد: «رسانه‌ها باید مردم را آگاه کنند که قسم دروغ، گناه کبیره است و با قسم دروغ ممکن است خون بیگناهی ریخته شود.»
آیت‌‌الله محمد امامی‌کاشانی، خطبیب نمازجمعه تهران نیز گفته است: 
«این افراد که بعضاً در دادگاه‌های خانواده، کیفری و حقوقی نقش شاهد را ایفا می‌کنند در بسیاری از موارد حتی طرفین دعوا را نمی‌شناسند و تنها با یک شهادت یا قسم دروغ پول خود را از یکی از طرفین دعوا دریافت کرده و دادگاه را ترک می‌کنند.»

معاونت تنقیح، تدوین و انتشار قوانین و مقررات ریاست جمهوری معتقد است:
«قاضی باید به وظایف قانونی و شرعی خود از جمله تفهیم اهمیت قسم، شهادت و عواقب شهادت دروغ عمل کند.

2- قضات برای اثبات عدالت شهود وقت ندارند
عباسعلی رحیمی‌اصفهانی افزوده است: 
«امروز مشاهده می‌شود قضات به‌دلیل کم‌حوصلگی، بومی نبودن قاضی، تراکم پرونده‌ها و مدت زمان محدود برای رسیدگی به پرونده وقتی برای احراز عدالت، عدم سوءپیشینه و دروغ‌گویی شاهد اختصاص نمی‌دهند و تنها به اظهارات کتبی شاهد بسنده می‌کنند.»
مرتضی بختیاری، وزیر دادگستری هم با بیان اینکه «صحت پاکدامنی شهود نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در صدور حکم ایفا می‌کند»، گفته:
«محاکم باید با حوصله و دقت بیشتر به‌دنبال عدله‌ای غیر از شهود بروند.»
اما رئیس اتحادیه کانون‌های وکلای ایران میگوید:
«اگر بگوییم قضات سرشان شلوغ است و وقت ندارند و شاهد بدون احراز شرایط قانونی شهادت دهد کاملاً غیرقانونی و غیرشرعی است و ممکن است بیگناهی به اشتباه متهم شود.»
از دست این رژیم بی شعور و بی عدل و داد  و بی منطق و جانی راحت بشیم ، اونروز چه روزی میشود
3- دروغ‌گوئی برای امرار معاش
بهمن کشاورز در ادامه تصریح کرده:
«در جامعه امروزی که دروغ‌گویی برای امرار معاش افزایش یافته است نباید پایه و اساس محاکم شهادت شهود باشد.»
قانون مجازات اسلامی، مجازات شهادت دروغ را سه ماه و یک روز تا دوسال حبس یا یک‌میلیون و پانصد هزار ریال جزای نقدی تعیین کرده اما چنانچه حکمی صادر شده باشد که مبنای آن حکم، شهادت دروغ بوده باشد از طریق اعاده دادرسی نسبت به آن حکم می‌توان اعتراض کرد و مرجع اعاده دادرسی دیوان عالی کشور است.

پا نویس :
بازهم مومنین و مسلمانان ، آی چادر به سرهای با نام زینب و کلثوم و فاطمه ، کشورداری اون پدر و پسر درست بود 
( که بقول شما طاغوت هم بودند ) یا کشور داری این آخوندهای مسلمان و شیعه؟؟؟؟؟؟؟


چقدر خوب شد این انقلاب سال 57 انجام شد و ما روی اصلی احکام الهی اسلامی و شیعی و رفتار آخوندی را دیدیم در غیر اینصورت تا دنیا دنیاست میگفتیم اسلام خوبست این آخوندها هستند که بدند و ظالمند و ...



- این پیام به رویداد پنج شنبه اورمزد شید 7 بهمن ماه 2569 شاهنشاهی برابر با
پنج شنبه 7 بهمن ماه 1389 خورشیدی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

یک یادداشت: من از دین شما ، از حکومت شما و از خدای شما بیزارم که کمر به نابودی ایران بسته اید تا صاحب زمان در منجلاب متعفن اسلامی ظهور کند


یک یاداشت : 


30/دی ماه / 2569 شاهنشاهی

من از دین شما، از حکومت شما، از خدای شما بیزارم که کمر به
نابودی ایران بسته اید تا صاحب زمان در منجلاب متعفن اسلامی ظهور کند

هرچه که در سر پر از خرافه و توهمات مالیخولیایی جانیان حکومت اسلامی
بگذرد و هر مزخرفاتی که باور داشته باشند و هر گل و گندی که بخواهند بر
سر اسلام ناب محمدی شان بریزند، از نگاه ما نه پشیزی می ارزد و نه اصولن
مشکل یا مشغله ی ماست آنچه که کارد به استخوانمان رسانده است ریاکاری این
جانیان و ویرانه ای است که از همین تفکر و توهم و باور بر جای مانده و هر
لحظه از عمر نکبتبار این حکومت که می گذرد بر دامنه ی آن افزوده می شود،
بی آیندگی و فقر و فرهنگ بغایت خشن و غیر انسانی ناشی از همین حکومت است
که ایرانی و ایران را در چنگال خون آشامان اسلامی گرفتار کرده است.

می گویند که چرا اینهمه از اسلام این حشرات بیزارم. چرا از قران و محمد و
علی و......به اعتراض فریاد می کنم! نمی دانم چرا اینهمه تعصب و توجه و
بها دادن به اسلامشان هست اما وقتی فرزند بی دفاع مردم مرا که با هزار
خون دل خوردن به ثمر رسانده شده است با یا زهرا یا حسین گفتن از ساختمان
به زمین پرتاب می کنند و نعره می کشند یا زهرا از ما قبول کن!!!، وقتی که
دختر بی دفاع اسیر در دستان حکومت اسلامی را تجاوز می کنند، می کشند و
حتی جنازه اش را تحویل نمی دهند، وقتی که شلاقهای ناروا بر پیکر زن و مرد
و پیر و جوان این آب و خاک با آیه قرآن و حکم و فتوای آیت الله ها فرود
می آیند، وقتی که دست یک بیچاره ی فقیر ِ گرسنه ای بخاطر دزدی رفع نیازش
دست می برند اما میلیارد ها دزد را به وزرات و وکالت می رسانند وقتی که
آیت الله هایی با خمس و ذکات و سهم امام و صدقه و خیرات روزگار می
گذراندند حسابهای میلیاردها دلاری در اینجا و آنجای این جهان دارایی می
رسانند و به هیچ جا و هیچ کس هم پاسخگو نیستند که از کجا آورده اند!!!
،
وقتی که اشک دخترک ایرانی بخاطر شب بی شام سر بالین گذاشتن را می بینم و
ارقام نجومی رشوه و دزدی و غارت میلیاردها دلار را هم که همین ولایت وقیح
با همین آیت الله ها بالا می کشند و به هزار باره نعره ی همین آخوندهای
امثال مطهری و خمینی و فسیلهای دیگری از این دست، مرور می کنم که قسط و
عدالت علی چنان بود که اگر خلخالی از یک زن نصارا گم می شد چنین وچنان می
کرد یا از بیت المال به برادر نابینایش عقیل نمی داد و مو از ماست می
کشید!!! همه و همه را کنار هم قرار می دهم، به فغان خونبارشی می رسم که
اینهمه بر ملت و میهن من چه بی رحمانه فریب رفت و نعره های دروغین منبر و
مسجد چه کلاهبردانه بلاهت همگان را در پی داشت ( و دارد هنوز!!!)

اینها را وقتی کنار هم می گذارم و نه فتوای جهاد از سوی باورمندان مرجع و
آیات عظام خبری می شود و نه نشانی است ازسینه درانی هایی حتی در حد یک
فتوای قتل سلمان رشدی که باز از کیسه همین مردم فقیر ِ بجان آمده جایزه
های نجومی برای قتلش اختصاص داده شده،!! براستی در یک لحظه، تاکید می کنم
برای یک لحظه بی طرفانه دیدن، با اینهمه بی عددالتی، دروغ، ریاکاری،
کلاهبرداری و حرۘافی های فریبکارانه، چرا نباید از این دین و از این خدا
و ازین محمد و علی و صد و بیست وچهار هزار پیغمبرش!!! بیزار نباشم! همین
اسلام، من ایرانی را به چنین فلاکت خونبار کشانده است که زندانها پر از
فرهیختگان سرزمین من و خاورانهای وطنم فریاد حق خواهی جانهای شیفته میهن
من است!

اگر اسلام غیر از این است که به نوشته های من معترضید! چرا خود به دفاع
از اسلام خودتان بر نمی آیید!؟ جهادتان کو!؟ مگر نه اینکه حکومت اسلامی
از همان حوزه های خرافه و بلاهت و توهم بیرون آمده است!؟

مگر نه اینکه این حکومت، یک حکومت اسلامی است و معیارها و ملاکها و اصول
و فروع دینتان را پیاده می کند!؟ مگر نه اینکه این حکومت، یک حکومت
اسلامی است! حکومت اسلامی!!!خمینی مگر آیت الله و مرجع تقلید نبود! مگر
سید اولاد پیغمبر نبود!!! همین خون آشام سالها در همان نجف خرافه بافته
بود!! و از همانجا گورش را به میهن من کشید و اینهمه جنایت را هم! و همین
تحفه پایه گذار چنین حکومت جهل و جنایت و بی عدالتی است!! چرا در مقابل
جنایتهای این حکومت، حوزه های علمیه!! از نجف گرفته تا مشهد، خامنه ای
جنایتکار را بزیر نمی کشید!؟ این جنایتکار با همه ی قاتلانی تحت فرمانش
باید محاکمه شوند! اینها نه فقط دین را ازمردم گرفتند بلکه دنیا را نیز
بر سرشان خراب کرده اند. !؟ مگر ادعاها و تهمتها و دروغهای آشکار را از
زبان امامان جمعه یعنی برپای دارندگان یکی از اصلی ترین نماد دینی تان
نماز جمعه! از منبر و مسجد و هزار گور ِ دیگر نمی شوید!؟ نمی بیند!؟ این
تجاوز یا کفر یا فساد فی العرض تان نیست!؟چرا از همان عدل و قسط و شجاعت
ذوالفقارانه ی علی تان دفاع نمی کنید!؟ سرور آزادگانتان حسین چنین اسارت
هولناک را برای ایران و ایرانی همراه داشته و دارد! چرا ککتان هم نمی
گزد!؟

یک ملت بجان آمده است. فریاد دادخواهی هزاران قربانی ِ جنایت حکومت
اسلامی به آسمان رسیده است! فریبکاری و ریاکاری اسلامی تا کی!؟

نقل قولها و احادیث و تفاسیر رنگ و وارنگ در همه ی دهن درانیهای شما
بسیار است! چرا در واقعیت خونبار حکومت اسلامی این احادیث و تفاسیر رنگ و
وارنگ کاربرد عینی ندارد!؟ چرا بجای اعتراض به یک قلم به آنهمه قتل و
غارت اسلامی به خیابانها نمی آیید! هر جنایتکاری شده است سردار و سپاهی
لشکر بقیه الله العظم!!! لشکر محمد رسوا الله!! پایگاه و قرارگاه امام
حسین، ابوالفضل، فاطمه ی زهرا!!!! همه اینها برای سرکوب و به خاک و خون
کشیدن ملت ایران است. قاتلان ملت ایران با همین نیروهای جهل و جنایت به
تلاوت قرآن و فتواهای آیت الله ها با همین لشکرها در قرارگاهها وزندانها
حکم اجرا می کنند و نواله می گیرند! هیچکدام از دست اندر کاران حکومت
اسلامی صلاحیت مدیریتی در یک حکومت را ندارند تنها ملاک مزدوری، ریاکاری،
چاپلوسی، دروغ و جنایتکاریشان است برای خدمت به اسلام ناب محمدی!!!
خودشان می گویند! خودشان ادعایش را دارند! ولایت وقیح اش روز روشن جلوی
چشم میلیونها انسان، آشکارا دروغ می گوید، تهمن می زند! تهدید می کند!
جان و مال و ناموس یک ملت را بدست همین جنایتکاران سردار و سپا لشکر محمد
رسول الله و بقیه الله و........به هزار جنایت می برند! کفر و توهین و
نفرت به اسلام کدام است!؟

به نوشتار من اعتراض می کنید اما با این جنایتکاران چه می کنید!؟ شماها
یک از هزارهایی که مدعی هستید انجام دهید! تا سیه روی شود هر که در او غش
باشد!

گیل آوایی   بیست و هشت دیماه 1389

۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

امنیت ملی از نگاه شاه ، خدمت بود یا خیانت؟؟

       امنیت ملی از نگاه شاه؛ خدمت بود یا خیانت؟

شاه


شاه در مراسم افتتاح راکتور تحقیقات اتمی دانشگاه تهران و طرح موسوم به «اتم برای صلح»
«دولت عراق با اقدام شجاعانه قطع روابط سیاسی خود با انگلستان و ایران، به دنیای عرب ثابت کرد که این دولت در راه مصالح عالیه جامعه عربی از هیچ اقدامی فرو گذار نمی کند و با این تصمیم نشان داد که در راه مبارزه با استعمارگران به سخن تنها اکتفا نکرد و بلکه عملا و به طور مثبت گامهایی شجاعانه بر می دارد. تجاوز اخیر دولت انگلستان استعمارگر و شاه خائن به سه جزیره ابو موسی، طمب [تنب] بزرگ و طمب [تنب] کوچک به دنیا ثابت کرد که چگونه دولت های استعمارگر، دولت اسرائیل دیگری در منطقه خاورمیانه بوجود آورده و موشه دایان ها و گلدامایر ها را در لباس شاه می پرورانند.» (1)
اگر منبع این اعلامیه را نخوانید شاید حدس بزنید که این سخنگوی دولت امارات متحده عربی است که چنین اظهاراتی را درمورد جزایر سه گانه مطرح ساخته است و دولت ایران را به علت آن به اسرائیل دوم متهم کرده است.
ولی از عجایب روزگار این است که این اعلامیه در آن زمان توسط جریان روحانیت انقلابی طرفدار آیت الله خمینی در عراق صادر شده است. البته کمونیست ها، حزب توده، چریک های فدایی و سازمان مجاهدین خلق و دیگر عناصر اپوزیسیون نیز چنین موضعی داشتند و معتقد بودند این اقدامی است که شاه خائن به دستور اربابان امپریالیستی خود انجام داده است.
باز پس گیری جزایر سه گانه که بعد از خاتمه اشغال نیروهای انگلیسی انجام گرفت، موقعیت استراتژیک ایران را در تنگه هرمز ارتقا بخشید. امری که نیروی دریایی ایران از آن به خوبی بهره می برد، هر چند شاه معتقد بود که باز پس گیری جزایر ارزش تبلیغاتی داشته است و لکه ننگی از دامان ایران برداشته شده است
علیرضا نامور حقیقی
شاید کسانی که این اعلامیه را صادر کردند باورشان نشود که زمانی چنین موضعی علیه منافع امنیتی و استراتژیک ایران اتخاذ کرده اند. نتیجه منطقی این مواضع این بود که گویی شاه نباید این جزایر را باز پس می گرفت و باید آنها را در اختیار امارات متحده قرار می داد.

این قضیه جنبه های جدیدی را در تاریخ سیاسی ایران به ما نشان می دهد؛ اینکه در نگاه و برخورد با رژیم شاه، مخالفان هیچ درکی از مفهوم منافع ملی و مسایل امنیتی و استراتژیک ایران صرفنظر از نوع رژیم حاکم بر آن نداشتند و همه چیز را در پارادایم ضدیت با رژیم می دیدند.

آنها مخالفتشان با نظام حاکم آن چنان قطبی بود که برای بسیج نیرو علیه نظام چاره ای جز محکوم کردن تمام و کمال اقدامات آن نداشتند. این نقطه ضعف بزرگی است که تا امروز که ایران درگیر بحران هسته ای، امنیتی و تحریم اقتصادی است گریبان اپوزیسیون را رها نکرده و آنها واقع بینی سیاسی و منافع استراتژیک و قدرت ملی ایران را فدای بسیج سیاسی و راهبرد تغییر نظام می کنند.
برخی از اقدامات شاه که در زمان خودش از سوی مخالفان خیانت تلقی می شد، امروزه گذر زمان آنها را به عنوان اقداماتی نشان می دهد که منافع امنیتی ایران را در درازمدت تامین می کرد.(2)
باز پس گیری جزایر سه گانه که بعد از خاتمه اشغال نیروهای انگلیسی انجام گرفت، موقعیت استراتژیک ایران را در تنگه هرمز ارتقا بخشید. امری که نیروی دریایی ایران از آن به خوبی بهره می برد، هر چند شاه معتقد بود که باز پس گیری جزایر ارزش تبلیغاتی داشته است و لکه ننگی از دامان ایران برداشته شده است.

شاه و کارتر

پیشرفت و تجهیز فوق العاده نیروی هوایی ایران حتی آمریکا و لابی اسرائیل را در سالهای آخر حکومت شاه به هراس انداخت
به جز این موارد نمونه های متعدد دیگری نیز می توان برشمرد که نشان دهنده درک غیر استراتژیک و فاقد عنصر منافع ملی مواضع اپوزیسیون (اعم از چپ، لیبرال و مذهبی) بوده است.
در همه این موارد شاه در جهت ارتقا قدرت ایران عمل می کرده یا با توجه به آرایش نیروهای منطقه ای و تهدیدهایی که از جانب عراق و دیگر کشورها متوجه ایران بوده عمل می کرده است.
وی به خوبی یاد گرفته بود که هر تغییر اساسی در روابط با قدرت ها از طریق قدرتمند شدن ایران امکان پذیر است و قدرت های بزرگ فقط به قدرت احترام می گذارند به عبارت دیگر هر رژیم دیگری نیز بود ممکن بود همین تصمیمات را اتخاذ کند.
شاید بهترین اثبات این مدعا تداوم این سیاستها در جمهوری اسلامی بعد از مارک های خائنانه ای است که در سالهای قبل و بعد انقلاب به این سیاستها زده شده است. برخی از سیاست های استراتژیک شاه در دهه پنجاه به این قرار است:
الف، باز پس گیری جزایر سه گانه
ب، کنترل خلیج فارس و حضور مقتدرانه در دریای خالیج فارس
ج، خرید سلاح های مدرن و پیشرفته
د، همکاری و اعطا کمک مالی و لجیستیکی به بارزانی و کردهای عراق برای تضعیف نظام عراق
ه، قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر با عراق و توافقات مرزی جدید با این کشور
و، افتتاح و پیشبرد برنامه هسته ای ایران و سرمایه گذاری در صنایع هسته ای غرب
ز، افزایش تولید نفت و گاز و افزایش قیمت بین المللی آن

به جز مورد نخست که شرح آن رفت، در مورد کنترل خلیج فارس به وسیله نیروی دریایی ایران، مخالفان از آن به عنوان ژاندارمی خلیج فارس یاد می کردند و شاه را به عنوان مجری چشم و گوش بسته طرح های آمریکایی تلقی می کردند.

این، اتهامی بود که مدام تکرار می شد، در حالی که اسناد جدید منتشره از سوی شورای ملی امنیت آمریکا نشان می دهد که این طرح برخلاف آنچه که در آن زمان مطرح شد، طرحی بوده که از سوی شاه به آمریکا پیشنهاد شده (3) و وی با زیرکی از خلا قدرت در خلیج فارس که با خارج شدن نیروهای بریتانیایی و درگیری آمریکا در جنگ ویتنام ایجاد شده بود، توانست این ایده را به آمریکا بفروشد.

و این موضوعی است که خیلی ها که معتقد به قدرت منطقه ای ایران هستند در جهت احیا آن تلاش می کنند. بندهای ج، د، ه یک استراتژی سه گانه بود که بر درک درست و شامه تیز از خیزش و بر آمدن قدرتی در عراق خبر می داد که جز با تجاوز به همسایگانش نمی توانست خود را در جهان عرب به سروری برساند.
شاه براین باور بود که بریتانیا در رقابت و منازعه میان ایران و کشورهای عرب خلیج فارس منافعش را در سوی اعراب جستجو می کند. پرداخت وام کلان به صدام و عدم همکاری با آمریکا و اسرائیل در کمک به ملا مصطفی بارزانی رهبر کردها نشانه ای از این بد گمانی بود.(4)
برخلاف تبلیغاتی که از تریبون های رسمی ایران اکنون مطرح می شود که «به شاه اجازه داده بودند که این اقدامات را انجام دهد و اکنون نمی گذارند» آمریکایی هایی از همان اول نسبت به سرعت عمل شاه و تخصیص بودجه های کلان در مورد سیاست هسته ای ایران بدگمان بودند
علیرضا نامور حقیقی
علاوه بر این روابط نزدیک حزب بعث عراق با شوروی و خرید تسلیحاتی از روس ها تعادل قوا را به نفع عراق تغییر می داد. تشدید درگیری های مرزی که بعد از باز پس گیری جزایر سه گانه میان دو کشور رخ داد و عراق که مدعی بود مسئولیت باز پس گیری و احیا حقوق اعراب برعهده حزب بعث گذاشته شده و روابط نزدیکی که با اپوزیسون مذهبی – روحانی چپ و گروههای چریکی مخالف رژیم شاه داشت، در سودای باز پس گیری جزایر و احیا خوزستان به عنوان «عربستان» بود.
شاه با خرید سلاحهای پیشرفته و حمایت از مصطفی بارزانی و کردهای مسلح، عراق را پای میز مذاکره نشاند و قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر را که عمدتا به نفع ایران بود به امضا رسانید. در این حوزه نیز مخالفان که درک درستی از سوداهای عراق و خطری که برای امنیت و حاکمیت ارضی ایران داشت، نداشتند، شاه را متهم به اتلاف بیت المال و انبار کردن سلاحهای «پوسیده» غرب کردند.
پیشرفت و تجهیز فوق العاده نیروی هوایی ایران حتی آمریکا و لابی اسرائیل را در سالهای آخر حکومت شاه به هراس انداخت و آنها در راه فروش هواپیماهای اطلاعاتی اواکس به ایران کارشکنی کردند و در نهایت نیز ایران موفق به انتقال آنها نشد. این بی خبری از خطر هیولای صدام که از بطری رها شده بود به قدری بود که بعد از انقلاب هم تداوم داشت و موقعی که عراق به ایران حمله کرد کشور در تب دعوای جناح های سیاسی داخلی می سوخت و نه نظام و نه روشنفکران و نه مخالفان هشداری از این بابت به جامعه ندادند.
همان سلاح ها به ویژه نیروی هوایی ایران هم مانع بزرگی برای پیروزی برق آسای صدام بود. نکته تاریخی اینجاست که اگر شاه به جای صلح با عراق وارد جنگ با این کشور می شد که با تدوام سیاست های صدام امری اجتناب ناپذیر بود، شاید دیگر با انقلاب اسلامی مواجه نمی شد.
راه اندازی صنعت هسته ای و تولید شش میلیون بشکه نفت نیز اقداماتی خائنانه شمرده می شدند. از نظر مخالفان، انرژی هسته ای صرفا باج دهی به کمپانی های غربی بود آن هم برای صنعتی که به زعم آنها ایران به علت داشتن نفت احتیاجی بدان نداشت.
آنچه که آن روز خیانت و واریز کردن بیت المال به کمپانی های غربی شمرده می شد، امروز از زاویه قدرت برای نظام جایگزین شده سلطنت آن قدر اهمیت دارد که حاضر است سنگین ترین صورتحساب عمر خود را برای آن پرداخت کند
علیرضا نامور حقیقی
اکنون با غبار روبی سیاست ها معلوم می شود که سیاست شاه در این زمینه احیا قدرت ایران بوده است و او درک کرده بود که در فضای جنگ سرد زمان کمی در اختیار دارد که از نظر هسته ای قدرت ایران را ارتقا بخشد و البته اگر فضا اجازه دهد به بمب اتمی هم دست یابد.
برخلاف تبلیغاتی که اکنون از تریبون های رسمی ایران مطرح می شود که «به شاه اجازه داده بودند که این اقدامات را انجام دهد و اکنون نمی گذارند» آمریکایی هایی از همان اول نسبت به سرعت عمل شاه و تخصیص بودجه های کلان در مورد سیاست هسته ای ایران بدگمان بودند و بر اساس گزارش های شورای امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری جرالد فورد، «خطر حرکت ایران» به سمت ساخت بمب وجود داشت و جیمی کارتر نیز، آن طور که در نامه محرمانه ای که گری سیمور در کتاب مرکز مطالعات استراتژیک لندن آورده، به دولت های اصلی اروپایی نامه محرمانه داده بود و از آنها خواسته بود در غنی سازی اورانیوم با شاه همکاری نکنند.
آنچه که آن روز خیانت و واریز کردن بیت المال به کمپانی های غربی شمرده می شد، امروز از زاویه قدرت برای نظام جایگزین شده سلطنت آن قدر اهمیت دارد که حاضر است سنگین ترین صورتحساب عمر خود را برای آن پرداخت کند.

چرا جامعه چنین دیدگاهی پیدا می کند؟ امیر اسدالله علم در کتاب خاطرات خود این پدیده را چنین توصیف می کند که «مردم دولت را از خودشان نمی دانند و برخورد دولت با مردم طوری است که دستگاه هیات حاکمه قشون غالب است و مردم، مردم یک کشور مغلوب.» (5) 


شاه و کارتر

اسناد نشان می دهد دولت جیمی کارتر هم از سیاست های اتمی شاه نگران بود
روحانیت انقلابی در آن زمان با این استدلال که «مفسد نمی تواند مصلح باشد» هر اقدام شاه را در این حوزه ها در جهت خیانت می دید و چپ ها نیز با استدلال دولت وابسته به امپریالیسم، هر اقدام شاه را گامی در جهت مطامع و مصالح امپریالیسم ارزیابی می کردند.
کسی نمی توانست تفکیکی میان سیاست های داخلی و خارجی داشته باشد و فکر نکند که اگر رژیم حاکم امتیازی بگیرد و یا از دست بدهد، همچون سرزمینهایی که جدا می شود، اثرش برای همیشه با ایران خواهد بود و در اینجا نباید برای یارگیری سیاسی منافع استراتژیک ایران را قربانی کرد.
آنچه که از این بازبینی تاریخ می توان آموخت این است که باید انقلابی های گذشته نگاهی انتقادی در این زمینه به دیدگاه های خود داشته باشند و فعالان و تحلیلگران امروز نیز نگاه نسبی تر و عمیق تری در تحلیل اقدامات قدرت های بزرگ در مورد ایران داشته باشند و در مورد سیاست های آنها برای تضعیف توان ملی ایران و قدرت های استراتژیک این کشور هورا نکشند.
سرنوشت این برخوردها به عشق های سودایی می ماند که مختصات خودش را درست ارزیابی نمی کند و در نهایت به حسرت، اندوه مستمر، تنفر و تحقیر ختم می شود.


۱- هفته نامه نهضت روحانیت سال اول شماره ۲ – ذی القعده ۹۱-دی ۱۳۵۰- به مدیریت سید محمود دعایی (گراور این اعلامیه در این نشانی در دسترس است : یادنامه ده فجر انقلاب اسلامی. به کوشش محمد جواد مظفر.تهران. بهمن ۱۳۶۷
۲ -خاطرات علم جلد دوم ص ۲۰۸
۳- مصاحبه با عباس میلانی قسمت اول www.irannegah2.com
۴- مصاحبه با عباس میلانی قسمت دومwww.irannegah2.com
۵- خاطرات علم جلد دوم ص


این پیام به رویداد پنج شنبه اورمزد شید 23 دی ماه 2569 شاهنشاهی برابر با
23 دی ماه 1389 خورشیدی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

پولهای ملت ایران کجا هزینه میشود؟؟؟


پولهای ملت ایران کجا هزینه میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  کجا؟؟؟  

جمهوری اسلامی 21 در طلایی برای حرمهای کربلا و نجف مي سازد
 
معاون اجرايي ستاد بازسازي عتبات عاليات از ساخت 13 "در طلا " براي حرم امام حسين در كربلاي معلي و ساخت 8 درب طلا براي حرم حضرت علی ابن ابی طالب  در نجف اشرف توسط ستاد بازسازي عتبات عاليات خبر داد.
عليرضا فداكار در گفت‌وگو با خبرنگار جامعه فارس با اشاره به برخي پروژه‌هاي در دست اجرا توسط ستاد بازسازي عتبات عاليات در كربلاي معلي اظهار داشت: ساخت ضريح حبيب‌ بن‌مظاهر و ابراهيم مجاب در كربلاي معلي توسط ستاد بازسازي در دست اجراست؛ اين 2 ضريح در ايران در حال ساخت است.
معاون اجرايي ستاد بازسازي عتبات عاليات خاطرنشان كرد: 
قصد ستاد بر اين است كه تمام درهاي چوبي حرم امام حسين‌ تعويض و در‌هاي طلا جايگزين آن شود كه تاكنون 10 در طلا براي حرم امام حسين ساخته شده و 13 در طلا نيز در حال ساخت است همچنين درهاي كوچك داخل رواق‌ها به حرم نيز با نقره در حال ساخت است.
فداكار با اشاره به پروژه‌هاي به اتمام رسيده در كاظمين گفت: گنبد طلاي امام جواد‌  و موسي‌ بن جعفر‌ با 3 گلدسته به اتمام رسيده، سنگ‌كاري صحن حرم كاظمين نيز تمام شده و كاشي معرق و رواق‌هاي حرم در حال انجام است همچنين سنگ‌كاري داخل حرم امامين كاظمين تاكنون 20 درصد پيشرفت داشته و مسجد صفوي در قسمت بالاي سر حرم نيز 30 درصد از عمليات بازسازي و توسعه آن انجام شده است.

و حالا گزارشی از حقیت اتفاقات ایران کنونی در این 32 ساله از سال 57 تا کنون:
 
* فروپاشی اقتصاد ایران موضوع یک گزارش محرمانه به علی خامنه‌ای


کلاهبرداری میلیاردی در وزارت نفت، بانک ملی و سازمان بهینه سازی مصرف سوخت:


ببینید زندگی این دولت ( نا ) مردان ایرانی از این راهها میگذرد پولدار شدنشان هم از همین راهها هست.

در جریان آخرین گزارش منتشره از پرونده های مفاسد اقتصادی توسط مجتمع قضائی امور اقتصادی (قسط) کلاهبرداری های چند ده میلیاردی در وزارت نفت، بانک ملی و سازمان بهینه سازی مصرف سوخت، مورد اشاره قرار گرفته است .

به گزارش مهر، بر اساس این گزارش، شعبه دوم بازپرسی دادسرای ویژه اموراقتصادی (ناحیه ٢٢) متهمین یک پرونده رابه اتهام تحصیل مال نامشروع به مبلغ چهار میلیارد و ۸١٣ میلیون و ۶٢١ هزار و ١۷۷ تومان مجرم شناخت.

همچنین متهمین این پرونده با ارائه اسناد صوری وغیر واقعی به بانک اقدام به گشایش چهارفقره اعتباراسنادی به نحو غیرقانونی ونامشروع نمودند که پس ازارزیابی کارشناسان دادگستری مشخص شد که درمواردی کالاهای واردشده به گمرک دارای ارزش بسیار پایین ترازمبلغ اعلام شده به بانک بوده و درموارد دیگرنیز هیچگونه کالایی ازبابت اعتبارات ارائه شده ازسوی بانک وارد کشورنشده است.



این پیام به رویداد آدینه ناهید شید 17 دی ماه 2569 شاهنشاهی برابر با
17 دی ماه 1389 خورشیدی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.