|
۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه
کی میدونه این وسطیه کیه؟؟ ماشالله چه خوب مونده!!
۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه
پتیشن امضای خلیج فارس / ذلت ایران و ایرانی
امضای پتیشن خلیج فارس/ ذلت ایران و ایرانی:
در جائی ببینید چی خوندم:
میرزا آقا خان کرمانی:
ای ایران …… همین بس که خدا و پیغمبر و جبرئیل و تمامی فرشتگان دست به هم دادند و قسم خوردند که ترا از تخت سعادت و نیکبختی و شوکت و شرافت فرود آرند و بر خاک مذلت و فقر و مسکنت به بدترین حال بنشانند. درضمن من هم اضافه میکنم دزدان بین المللی مثل کشورهای من درآری آنطرف خلیج فارس و روسیه و انگلیس و هر کشور دیگری که اسمش را ما نشنیدیم هم همین سرنوشت را برای ما ایرانیان رقم زده اند
و حالا بررسی بیشتر مطلب:
دوستان تمام این 1400 ساله سر ما را کشورهای دیگر کلاه گذاشتند و به معنای واقعی خوردندمان ،
ما ایرانیان هم چندین سند معتبر تاریخی داریم هم باید برای ملک واملاکمان پتیشن امضا کنیم ، تف به هرچی دزد بین المللی هست؛
نابود و ناکار بشوید تا ما ایرانیان تا ابد از دست شما جنایتکاران دروغگو راحت بشویم.
در اینجا لازم است تذکری مستند و تاریخی بدهم :
تمام کشورهای آنطرف خلیج فارس به غیر از عربستان صعودی که آنهم حدود 3000 سال پیش ساتراپ یا استان ایران بوده نه کشور هستند و نه عرب ،
آنها همگی استانهای ایران بودند که از ایران 190 سال پیش به واسطه قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان و به توسط آخوندهای انگلیس پناه و پادشاهان اسلامی ، شیعی که فقط به مزخرفات و جفنگیات دینشان میپرداختند از ایران جدا شدند ،
* درواقع تمامی مردم آنطرف خلیج فارس به غیر از مردم عربستان صعودی یا حجاز سابق ایرانیانی هستند که از مادرشان ایران جدا شدند
،آنها عرب زبانی را هم به خاطر آمدن و استقرار اسلام و همجواری با حجاز یا عربستان صعودی کنونی بدست آوردند هیچکدام از آنها عرب نیستند فقط عرب زبانند و حالا هم تماما " فکر میکنند عربند و لباس عربی میپوشند و عربی حرف میزنند ، چون استقلالی را این انگلیس به یاری دین اسلام و شیعه آخوندی که از جبل عامل و فلسطین در زمان صفویه ( 400 سال پیش ) به وسیله شاه اسماعیل صفوی به ایران آورده شد و به ایرانیان با زور فرو شد به آنها داده شد ،همانطور که اسلام را 1400 سال پیش عمر این دنباله افکار محمدی به ایرانیان فرو کرد.
و حالا این نام خلیج عربی هست که از زمان جمال عبدالناصر ضد ایرانی و در زمان شاه سابق به زبانها انداخته شد میتوانید متن آنر در اینجا و از این مقاله خواندنیها بخوانید با نام:
آموزشهای چریکی نهضت آزادی در مصر و یا ملیون نهضت آزادی در دوره های چریکی جمال عبدالناصر ضد ایرانی ، تا بفهمید این عبدالناصر چه جور با یاری بی دریغ مهندس بازرگان و چمران و چند نفر بی خرد و خائن ایرانی این برنامه را بر سر ما آوردند ،
تف به هرچی خائنه
* و حالا در اینجا بازهم از شما ایرانیان ایران دوست که دلتان فقط برای ایران می تپد میخواهم این پتیشن را دوباره و دوباره امضا کنید چون آمار اعراب من درآری آنطرف خلیج فارس باز دارد زیاد میشود من خودم آنرا امضا کردم: بازهم امضا کنید
پتیشن امضای خلیج فارس
از تمامی دیگر دوستان میخواهم آنرا به طریقی در اینترنت منتشر کنند.
چهارشنبه تیر شید 3 فروردین 2570 شاهنشاهی
برابر با 3 فروردین 1390 خورشیدی بسیار تحمیلی
۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه
دولت خود سر /حرفهائی که هیچوقت انجام نشد ضد آن هم بوسیله عوامل و دولت خود خمینی هم گفته وهم انجام شد
دولت خود سر /حرفهائی که هیچوقت انجام نشد ضد آن هم بوسیله عوامل و دولت خود خمینی هم گفته و هم انجام شد
* در آغاز سال نو را به دوستان وبلاگ نویس و همه ء ایرانیان عزیز و گرامی در هر نقطه ای از ایران و دنیا را شاد باش و خجسته باد میگویم ، به امید روزی که از دست این دولت نامرد خودسر رهائی یابیم و با دلی آسوده در ایران زندگی کنیم و پشت کامپیوترهایمان بنشینیم.
- در رد حرفهای خمینی آیت الله مصباح یزدی درفشانی میکند:
آیت الله مصباح یزدی: مردم چه حقی دارند، که رییس جمهورشان را انتخاب کنند؟
از بزرگترین نشانه های اسلام و شیعه و آخوند اینه که هم با مردم متضاد هستند و هم در خود متضادند
آدینه ناهید شید / 27 اسفند / 2569 شاهنشاهی
۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه
خبری در مورد ایجاد کمپین یا سفارت سبز در نروژ و پیشنهاد یک شهروند سکولار در مورد منشور آن
خبری در مورد ایجاد کمپین یا سفارت سبز در نروژ و پیشنهاد یک شهروند سکولار در مورد منشور آن:
در مرداب اسلام هیچ گلی نمی روید
در خبرهایم آمده بود که کمپین یا سفارت سبزی در نروژ ایجاد شده همراه با ایجاد درفش ، در این خبر آمده بود که هرکسی به این درفش خسارتی بزند پی گرد قانونی دارد ،
تا اینجای مطلب بسیار خوب و عالی بود اما من در مورد منشور آن گفتگوئی با مدیر یا مدیران آن دارم:
لطفا" منشور آنرا از منشور اسلامی ( که اخیرا" نوشته شده و به ایمیلهایمان فرستاده شده و همگی میدانیم ) را تغییر داده و منشور را از روی منشور حقوق بشر کورش بنویسید
دلیل آنهم اینست که اسلام محمدی که 1400 سال پیش منشورش نوشته شد و کتابش همانا قران است و شیعیان هم کتابهای خودرا به نام رساله و حدیث و فقه به آن اضافه کرده اند شامل همه نوع بی احترامی و بی حرمتی و ناجوانمردی به حقوق بشر دارد از جمله در قران محمدی :
حقوق بشر به دو گروه ارباب و برده و زن نصف مرد هست تقسیم شده که این همانا درد بشر کنونی است ،
زنان نصف خلقت هستند و نه نصف مرد و مرد هم نصفه دیگر خلقت و نه دوبرابر زن ،
زنان و مردان در کنار همستند و نه زنان برای مردان
و جامعه هم به دو گروه ارباب و برده تقسیم نمیشود
جامعه ملت هست و نه رعیت و یا امت
درد بی حقوقی همان است که در اسلام و بعدم ورژن جدیدش در شیعه بیان شده ( که همگی تبعیضات موجود درآنرا میدانیم ) ،
ما میخواهیم حقوق داشته باشیم و نه اینکه دستی داشته باشیم که مرتب تحقیرمان بکند و حقمان را با استدلالی الله پسندانه از ما بگیرد
ما میدانیم که اسلام دینی ، الله کراسی و یا الله سالاری است که در زمان محمد ، خودش و بعد امامان و بعد خلفای بنی امیه و بنی عباس و بعد حاکمان و پادشاهان وقت ( بغیر از دیالمه و افشاریه و زندیه و پهلوی ها ) و بعدم آخوندهای وارداتی از جبل عامل و همان فلسطین به پشتوانگی انگلستان و یاری روسیه آنزمان و درآخر آخوندهای کنونی این 32 سال از بین رفته عمر و جوانی و کل ارزشهای دنیوی ما نوشته شده است ،
در این قران هم که مردم نمیتوانند دست ببرند چون بدعت و نوآوری اصولا" از طرف محمد و امامان ( مفت خور پائین تنه ای مزاج ) و خود آیت الفسادها حرام و غلط اعلام شده ، ولی آخوندها میتوانند ( البته آنها هم با دعوا و مرافعه و بگیر بگیر و اعدام بین خودشان ) میتوانند آنرا به نفع خود تغییر بدهند در این حالت اسمش هم بدعت نیست ، در نتیجه منشورهای اسلامی حتی با ورژن جدید هم حقوق بشر نیستند ،
** کورش بزرگ که در قران هم نامش به نیکی یاد شده حدود 3000 سال قبل از محمد بیابانی خود خواه مردم آزار منشوری به نام حقوق بشر بیرون داده که بعد از این 3 تا هزاره هنوز منشور حقوق بشر در سازمان ملل ما مردم کره زمین است ،
مفاد حقوقی ما انسانهای زمینی تماما" و کامل درآن گنجانده شده است.
* در نتیجه به مدیر و یا مدیران این کمپین یا سفارت سبز میگوئیم و پیشنهاد عاجل میدهیم که باید و حتما" منشور سبز فقط از روی منشور کورش نوشته شود و نه بیشتر و یا کمتر ، در این منشور همه چیز برای بشر نوشته شده ، این منشور کامل است و جای هیچ فرقی برای بشر و به نفع اقلیتی درآن گنجانده نشده است ،
در نتیجه این منشور کورش بزرگ ،همه ما چه ایرانی و چه خارجی حق و حقوقمان را از یکدیگر و از دولتها دریافت میکنیم ،پس علی رغم اینکه جنایت سال 88 و دزدی رای توسط احمدی نژاد و خامنه ای باعث گرفتاری آقایان کروبی و موسوی و کشتار جوانان و مردم ایران شد و حتی خود این دو آقا اکنون در زندان همین رژیم هستند و جنبش سبزی را آغاز کرد که در نتیجه منجر به خواسته ملت در مورد برکناری این دولت بطور کلی از ایران و سیاست شده ، ولی منشور آن باید از روی منشور کورش باشد و نه منشوری بروز شده و با ورژن جدید اسلامی
همین مقدار کافی است.
پنج شنبه 19 / اسفند / 2569 شاهنشاهی برابر با
19 اسفند 1389 خورشیدی تحمیلی
در مرداب اسلام هیچ گلی نمی روید
در خبرهایم آمده بود که کمپین یا سفارت سبزی در نروژ ایجاد شده همراه با ایجاد درفش ، در این خبر آمده بود که هرکسی به این درفش خسارتی بزند پی گرد قانونی دارد ،
تا اینجای مطلب بسیار خوب و عالی بود اما من در مورد منشور آن گفتگوئی با مدیر یا مدیران آن دارم:
لطفا" منشور آنرا از منشور اسلامی ( که اخیرا" نوشته شده و به ایمیلهایمان فرستاده شده و همگی میدانیم ) را تغییر داده و منشور را از روی منشور حقوق بشر کورش بنویسید
دلیل آنهم اینست که اسلام محمدی که 1400 سال پیش منشورش نوشته شد و کتابش همانا قران است و شیعیان هم کتابهای خودرا به نام رساله و حدیث و فقه به آن اضافه کرده اند شامل همه نوع بی احترامی و بی حرمتی و ناجوانمردی به حقوق بشر دارد از جمله در قران محمدی :
حقوق بشر به دو گروه ارباب و برده و زن نصف مرد هست تقسیم شده که این همانا درد بشر کنونی است ،
زنان نصف خلقت هستند و نه نصف مرد و مرد هم نصفه دیگر خلقت و نه دوبرابر زن ،
زنان و مردان در کنار همستند و نه زنان برای مردان
و جامعه هم به دو گروه ارباب و برده تقسیم نمیشود
جامعه ملت هست و نه رعیت و یا امت
درد بی حقوقی همان است که در اسلام و بعدم ورژن جدیدش در شیعه بیان شده ( که همگی تبعیضات موجود درآنرا میدانیم ) ،
ما میخواهیم حقوق داشته باشیم و نه اینکه دستی داشته باشیم که مرتب تحقیرمان بکند و حقمان را با استدلالی الله پسندانه از ما بگیرد
ما میدانیم که اسلام دینی ، الله کراسی و یا الله سالاری است که در زمان محمد ، خودش و بعد امامان و بعد خلفای بنی امیه و بنی عباس و بعد حاکمان و پادشاهان وقت ( بغیر از دیالمه و افشاریه و زندیه و پهلوی ها ) و بعدم آخوندهای وارداتی از جبل عامل و همان فلسطین به پشتوانگی انگلستان و یاری روسیه آنزمان و درآخر آخوندهای کنونی این 32 سال از بین رفته عمر و جوانی و کل ارزشهای دنیوی ما نوشته شده است ،
در این قران هم که مردم نمیتوانند دست ببرند چون بدعت و نوآوری اصولا" از طرف محمد و امامان ( مفت خور پائین تنه ای مزاج ) و خود آیت الفسادها حرام و غلط اعلام شده ، ولی آخوندها میتوانند ( البته آنها هم با دعوا و مرافعه و بگیر بگیر و اعدام بین خودشان ) میتوانند آنرا به نفع خود تغییر بدهند در این حالت اسمش هم بدعت نیست ، در نتیجه منشورهای اسلامی حتی با ورژن جدید هم حقوق بشر نیستند ،
** کورش بزرگ که در قران هم نامش به نیکی یاد شده حدود 3000 سال قبل از محمد بیابانی خود خواه مردم آزار منشوری به نام حقوق بشر بیرون داده که بعد از این 3 تا هزاره هنوز منشور حقوق بشر در سازمان ملل ما مردم کره زمین است ،
مفاد حقوقی ما انسانهای زمینی تماما" و کامل درآن گنجانده شده است.
* در نتیجه به مدیر و یا مدیران این کمپین یا سفارت سبز میگوئیم و پیشنهاد عاجل میدهیم که باید و حتما" منشور سبز فقط از روی منشور کورش نوشته شود و نه بیشتر و یا کمتر ، در این منشور همه چیز برای بشر نوشته شده ، این منشور کامل است و جای هیچ فرقی برای بشر و به نفع اقلیتی درآن گنجانده نشده است ،
در نتیجه این منشور کورش بزرگ ،همه ما چه ایرانی و چه خارجی حق و حقوقمان را از یکدیگر و از دولتها دریافت میکنیم ،پس علی رغم اینکه جنایت سال 88 و دزدی رای توسط احمدی نژاد و خامنه ای باعث گرفتاری آقایان کروبی و موسوی و کشتار جوانان و مردم ایران شد و حتی خود این دو آقا اکنون در زندان همین رژیم هستند و جنبش سبزی را آغاز کرد که در نتیجه منجر به خواسته ملت در مورد برکناری این دولت بطور کلی از ایران و سیاست شده ، ولی منشور آن باید از روی منشور کورش باشد و نه منشوری بروز شده و با ورژن جدید اسلامی
همین مقدار کافی است.
پنج شنبه 19 / اسفند / 2569 شاهنشاهی برابر با
19 اسفند 1389 خورشیدی تحمیلی
۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه
از خلیج فارس تا خوزستان و کارون زیبا و کویر ارومیه ! / توهین به خلیج فارس فقط تحریف نامش نیست !
آدینه ناهید شید 13 اسفند / 2569 شاهنشاهی برابر با
گمان نبرم هیچ ایرانی را در هیچ نقطه از جهان بتوان سراغ گرفت که اهل اینترنت باشد و تاکنون در صندوق پست رایانهاش ایمیلی در دفاع از نام خلیج فارس و هشدار در برابر تحریف این نام باستانی دریافت نکرده باشد. اغلب هم ما دریافتکنندگان این ایمیلها، مشتاقانه وظیفهی ملّی، میهنی خود را انجام داده و فکر میکنیم با پر کردن فلان پتیشن یا شرکت در بهمان نظرسنجی اینترنتی توانستهایم مشت محکمی به دهان یاوهگویانی که در صدد دزدی یا تحریف این نام اصیل و کهن هستند، بزنیم و به این ترتیب حرمت آبیترین دریای وطن را در جنوب ایرانزمین به جا آوریم.
وقتی در سواحل هرمزگان برای چندمین بار شاهد قتل عام فجیع اهالی آبزی خلیج فارس و دریای عمان هستیم (و از تاریخ درس نمی گیریم)؛ وقتی در نایبند بی مهابای فرداها به خلیج فارس سم تزریق میکنیم؛ وقتی در بوشهر اینگونه با سواحل رؤیاییمان رفتار میشود؛ وقتی در ماهشهر سالهاست که کسی جرأت خوردن ماهی را ندارد و وقتی در اروند رود، به جای آب زلال چشمهسارهای سبزکوه و دنا، پساب مسموم و فاضلاب متعفن کارخانهها و اراضی کشاورزی و سکونتگاههای انسانی را به باختریترین مرز خلیج فارس هدیه میدهیم؛ دیگر نباید فقط از تحریف نام خلیج فارس نگران باشیم.
مرگ لاک پشت های سبز در سواحل نایبند - عسلویه
شما به من بگویید: فارس نامیدن آلودهترین محیط آبی جهان چه فخر و وقاری برای ما دارد؟
واقعیت تلخ این است که ما خلیج فارس را به یک آبریزگاه عمومی و متعفن بدل ساختهایم و بگذار نام این آبریزگاه هر چه میخواهد باشد!
نگاهی به خوزستان و لب کارونی که دیگر گلبارون نیست!
کارون، روزگاری پرآبترین، باکیفیتترین و یگانه رودخانهی ایران بود که قابلیت کشتیرانی داشت. اصلاً کارون در روزگاری نهچندان دور، گل بارون بود … لب کارون را که یادتان هست! نیست؟
اینک اما چندسالی است که کارون نفسش به شماره افتاده و بدتر از آن، این که فقط این سدهای پرشمار بالادست و تونلهای عظیم انتقال آب نیست که روزگار کارون را به خاک سیاه نشانده است؛ چرا که پسابهای آلودهی صنعتی، کشاورزی و شهری و روستایی را نیز باید به دلایل این نفستنگی افزود … به نحوی که بخشهایی از کارون سیمای بیابانی پیدا کرده و بخشهای دیگرش اینگونه تغییر رنگ داده و از بوی تعفن نمیشود به آن نزدیک شد …
نتیجه آن که استانی که ۳۰ درصد حجم آبهای سطحی کشور را در خود جای میداده است، زنان و کودکانش باید اینگونه در پی مایههای حیات باشند و استانی که بر روی مخازن نفت و گاز خوابیده، باید مادرانش اینگونه در پی کپسول گاز باشند …
کسی چه میداند؟ شاید روزی همین شازده کوچولوی تنها یا آن معصومیت دوخته شده به آن بادبادک رنگی توانست دوباره خنده را به سرزمین خوزستان بازگرداند …همهی آنهایی که تاکنون دریاچه نمک قم را از نزدیک دیدهاند، بیشک چنین مناظری را به خاطر دارند؛ همان ذوزنقههای آشنا و نمکیای را میگویم که در اغلب فیلمها و سریالهای تلویزیونی هم نقش عالم برزخ را بازی میکنند!
اما اینک علی اصغر شادجو، عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی، تصاویری را از دریاچه ارومیه به سراسر جهان مخابره کرده است که نشان میدهد، برای دیدن آن ذوزنقههای آشنا، دیگر مردم شریف ساکن در سرگربهنشان و دوستداشتنی وطن، لازم نیست تا رنج سفر را بر خود هموار کرده و به مرکز ایران بیایند! کافی است خود را به محوطهای برسانند که سابق بر آن، نگین فیروزهای وطن (دریاچه ارومیه) مینامیدنش و امروز همان عالم برزخ یا کویری دستساز به نام ارومیه!
13 اسفند 1389 تحمیلی
۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه
عکس / مردم ایران این چنین فریب خوردن ( به استناد روزنامه کیهان ، 3 بهمن 1357 )
عکس/مردم ایران این چنین فریب خوردن!
به استناد نوشته ای از روزنامه کیهان :
3 بهمن 1357 - 2 بهمن ، 19 بهمن ، 30 بهمن و 9 دی ماه
5 /اسفند / 2569 شاهنشاهی
به استناد نوشته ای از روزنامه کیهان :
3 بهمن 1357 - 2 بهمن ، 19 بهمن ، 30 بهمن و 9 دی ماه
5 /اسفند / 2569 شاهنشاهی
۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه
یکی دیگر از سند های مهم اثبات تقلب در انتخابات: نامه سرگشاده جمعی از کارکنان وزارت کشور در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
با درود بر خوانندگان گرامی:
در آغاز اسپندارمذگان ، 29 بهمن ماه روز دوستی و محبت ایرانی و یا ( ولنتاین ایرانی ) را به همه ایرانیان خجسته باد میگویم امیدوارم هر روزتان پر محبت و دوستی باد.
* در این قسمت میخواهم با وجود گذشت 3 روز از 25 بهمن ماه و شنیدن اعتراضات مردمی و کشته شدن دگر بار ایرانیان حق طلب برای گرفتن حق و حقوق پایمال شده 32 ساله مان ، بخصوص بعد از حوادث خرداد سال 88 ( تحمیلی ) گذشته و تقلبی آشکار که در این رای گیری شد و به خیابانها آمدند و شجاعت خودرا بدون ترس فریاد زدند ، بار دیگر یک سند از اثبات تقلب این دولت را در اینجا برای مشاهده دوستان منتشر کنم :
* یکی دیگر از سند های مهم اثبات تقلب در انتخابات:
نامه سرگشاده جمعی از کارکنان وزارت کشور در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
در این نامه که رونوشت آن به ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست قوه قضائیه، ریاست کمیته صیانت آرا مردم، مسئول بازرسی دفتر مقام معظم رهبری، ریاست سازمان بازرسی کل کشور و کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ارسال شده آمده است:
اینجانبان از کارکنان متعهد، متخصص و ایثارگر وزارت کشور، با سابقه کارشناسی و مدیریتی در برگزاری انتخابات متعدد، بعضا از دورههای آیت الله خامنهای، آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اعلام مینماییم؛ از سلامت انتخابات کنونی به دلایلی که شرح خواهیم داد، احساس خطر میکنیم. بعد از ریزش شدید آراء یکی از کاندیداها و نا امیدی یارانش و نیز کاهش درصد آرای مشارالیه در نظر سنجیهای معتبر دولتی دراوایل اردبهشت ماه سال جاری، یکی از آقایان اساتید حوزه و رئیس موسسه آموزشی در قم که اتفاقاً زمانی مباحث فلسفه سیاسی را درنماز جمعه تهران مطرح میکردند، در جلسه محرمانهای با تفسیر به رأی سوره بقره آیه 249 خواهان تغییر آرا به نفع کاندیدای اقلیت میشود و میگوید: «اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزشهای اسلامی که اکنون در لبنان، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است؛ هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند، ولا غیر. بر شما مسئولین انتخابات، هر امری واجب است».
پا نویس:
شما خوانندگان بگوئید به ما ، اگر قرار باشد ما برویم به یک نفر تعیین شده رای بدهیم ، پس دیگر چرا برویم رای بدهیم ؟؟ خود آن شخص مربوطه بیآید و بگوید ، دوره بعدی من رئیس جمهور هستم ! این رای گیری در اینصورت بی معنا میشود ، منتهای مراتب این دولت یک بام و دو هوا کار میکند یعنی مثل محمد رسول خدایش که اسلام برای ما ایرانیان هدیه آورد و اینطور 1400 سال گرفتارمان کرد، ضد و نقیض عمل میکند هم میخواهد به ایرانیان و جامعه ء بین المللی بگوید ما رای گرفتیم و اصول دموکراسی را اجرا کردیم و هم طبق احکام قران و دلایل( شیطانی غلط خودشان ) مارا به طرف دادن یک رای به یک شخص بخصوص وادار میکنند !! ( و اگر وادار نشویم که نشدیم ، تقلب میکنند ) ، این میشود یک بام و دو هوا داشتن ، این یعنی دو دوزه بازی کردن ، این میشود دو سره بار کردن ، این میشود هم از توبره خوردن و هم ازآخور خوردن، این میشود دروغگوئی و ترویج دروغ گوئی ، این یعنی ما دموکراسی و اصول آزادی بیان و رای در ایران اسلامی شده نداریم ، این یعنی فقط حرف زور و احکام اسلامی و قران بر ما حاکم است و بس
- پس آن حرف آخوند خامنه ای که میگفت و داد میزد دموکراسی اسلامی را به ما ایرانیان خوب تفهیم میکند
28 / بهمن / 2569 شاهنشاهی
۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه
گرفتاری های ایران:
گرفتاری های ایران:
گفتاری از سر درد دل و حقیقت گویی با خوانندگان گرامی:
وقتی تاریخ ایران را میخوانم متوجه گرفتاری ها و بن بستهای ایرانیان میشوم از بند واژه های ( خطوط ) تاریخ سرهای بریده و بدن های سوخته و متعفن شده و خونهای ریخته شده می ریزد نسکهای طبری ، ابن مقفع و ... که از دوران خلفای بنی امیه و بنی عباس عموی جون جونی محمد رسول الله میگوید و نسک های صفویان از امیر حسین خنجی و تشیع و قدرت که طریقه به قدرت رسیدن آخوندهارا در آن بیان کرده ( نوشته بهزاد کشاورزی ) وحاجی سیاح که از دوران خوف وحشت زمان قاجاریه و کثافتکاری های آخوندی به نام مجلسی از دوران مشروطیت سخن میگوید ( تمام این نسکها در حاشیه وبلاگم هستند میتوانید دانلود کنید و بخوانید و مثل من بسیار متاثر شوید ) تمامی آنها بدبختی های ایران و گرفتاری هایش هستند ، آدم از خواندن آنها انقدر متاثر میشود که میخواهد سر بر زمین بگذارد و بمیرد تا مغزی نباشد که تاسف بخورد و افسرده بشود ، تازه اشکال به همین جا هم ختم نمیشود ، بعد از آمدن رضا شاه و پسرش هم دشمنی ها با نامهای مختلف ادامه پیدا کرد و بدتر از همه اینکه بعد از رفتنشان بود که دیو چراغ جادو از چراغش درآمد و دروغگوئی های بعدی را انجام داد بعد از رفتن پاسبان کشور که همانا محمد رضا شاه بود اشخاصی که نام کثیفشان را بدم میآید بنویسم ( که همگی آنهارا میشناسند) پیدا شدند نسکهائی مینویسند و تمامی بزرگی ایران را که همه تاریخ نویسان با وجود جو خفقان دوره خودشان اثباتش هم کرده اند انکار میکنند :
انکار ها:
- در زمان هخامنشیان برده داری بوده ( درصورتیکه از تصاویر روی سنگهای تخت جمشید مشخص هست که مردم کارگر بودند و برده نبودند و همگی دستمزد میگرفتند
- این آخوندهای حرومزاده مادر صیغه ای بالای منبر دروغ و فسادشان میگویند کورش در دوازده سالگی کاروانزن بوده درصورتیکه این محمد پسر عبدالله بوده که شغلش در آن قبایل کاروانزنی بوده درواقع شغل محمدبن عبدالله را به کورش داده اند ، نقشه ایران را درآنموقع ببینید ( که از گوگل میشود سرچش کرد و پیدایش کرد و دید) نصف جهان آنموقع جزو قلمرو ایران بوده در نتیجه کورش یک شهرنشین بوده و نمیتواند کاروانزنی بکند در شهر شغلهای متعدد هست مثل درودگری ، آهنگری ، بافندگی ، کشاورزی و غیره و غیره ... ، کاروانزنی مخصوص قبایل بی هنر و بی شغل است و نه مخصوص شهر نشین هائی که نصف جهان را هم زیر سلطه دارند،
ما در ایران به علت کتاب سوزی ها و کتاب به آب ریختن ها باید دستگاه بویائی قوی – ای داشته باشیم ولی مثل اینکه دستگاه بویائی بعضی از هم میهنانمان هم خراب است مثل بعضی ها که در قسمت نظرات من میآمدند و میگفتند بو هم کشیدیم و دیدیم کورش کاروانزن بوده و در زمان هخامنشیان هم برده داری بوده نام چندتا از این دزدان دروغگو را هم با عکس و تفصیلاتشان در وبلاگشان گذاشته اند و به نوشته آنها استناد میکنند!!
ولی باز میگویم با همه این دروغگوئی ها ما ایرانیان هنوز نوشته هائی داریم که به سوی حقیقت مارا راهنمائی کند ، درضمن بقول صادق هدایت میشود بو هم کشید و از شامه مان استفاده ببریم و دیدن سنگ نوشته هایی که هنوز ندزدیدنش و عکس و تفصیلاتش هم هست و از وجود نقشه ای که نشان میدهد نصف جهان آنموقع مال ما بوده میشود به حقیقت دوران هخامنشی و پادشاهانش پی برد بخصوص دوران کورش و داریوش بزرگ
- این دزدان مملکتی ما کاررا بهتر هم کرده اند و نشریه در اروپا منتشر میکنند و در آن مینویسند که زبان فارسی لهجه ای از زبان عربی هست و از این مزخرفات که اثباتش فقط پیش یک مشت ساندیس خور هست و بس
به هر حال با نوشتن این مقدار ناچیز از دشمنی ها میخواهم نتیجه بگیرم که اگر ایرانیان میهن خودرا دوست داشته باشند حتی اگر تمام تاریخ نویسان دروغ بگویند و کتابهایشان را بدزدند و بسوزانند و به آب بریزند فقط میهن دوستی شان میتواند به آنها بفهماند که راه راست کدام است و دروغ های تاریخ را از راست تشخیص بدهند و این همان دستگاه دروغ سنجی است که همه ما منتظر اختراعش هستیم.
پانویس:
دراینجا به خوانندگان گرامی سایتهائی را معرفی میکنم که میتوانید به آنها رجوع کرده و نوشته و تصاویر خشونت و بی رحمی و جنایت این دولت ( نا ) مردان را معرفی کرده و به آنها بفرستید، تا در فردای آزادی ایران بشود در دادگاه بین المللی لاهه آنهارا مجازات و مکافات کرد.
خشونت طلبان از خواب غفلت بیدار شوید روز مکافات نزدیک است
در راستای مکافات نیروهای ذوب شده ولایت باید خبر بازشدن پرونده ای برای جنایات جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه به جرم جنایت علیه بشریت را که در اطلاعیه مورخ :
۲۹ اگوست سال ۲٠٠٩ کمیته بین المللی علیه اعدام به اطلاع عموم رسیده را بشما بدهم و بشما بگویم نهادی به نام "کمیته پیگیری پرونده شماره OTP-CR-777/09 " این شکایات را جمع آوری نموده و مستقیما به دادستانی دادگاه بین المللی جنائی لاهه ارسال خواهد کرد. این شماره را بخاطر سپرده و به دیگر هموطنان اطلاع رسانی کنید.
۲۹ اگوست سال ۲٠٠٩ کمیته بین المللی علیه اعدام به اطلاع عموم رسیده را بشما بدهم و بشما بگویم نهادی به نام "کمیته پیگیری پرونده شماره OTP-CR-777/09 " این شکایات را جمع آوری نموده و مستقیما به دادستانی دادگاه بین المللی جنائی لاهه ارسال خواهد کرد. این شماره را بخاطر سپرده و به دیگر هموطنان اطلاع رسانی کنید.
کمیته بین المللی علیه اعدام از کلیه مردم شریف و آزادیخواه ایران ، و از تمامی قربانیان خشونت جمهوری اسلامی از همه خانواده های زندانیان، اعدامیان و جانباختگان و همچنین از تمام زنانی که طعم خشونت و تبعیض و تجاوز را به حریم زندگی شخصی و حقوق مدنی و اجتماعی چشیده اند و
از کسانی که در راهپیمایی های اعتراضی آسیب دیده اند میخواهد که به هر صورت ممکن شکایات خود را برای این کمیته ارسال کرده تا در اولین فرصت این شکایات را برای دادگاه بین المللی جنایی لاهه ارسال کنیم. امروز زمان آن است که سران جمهوری اسلامی را بر صندلی های محاکمه نشاند و نورافکن وجدان های آزاده دنیا را بر روی جنایات آنها انداخت.
این اخطار و یک تهدید بچه گانه اینترنتی نیست یک اقدام عملی اولیه برای کسانی است که سعی دارند با سرکوب های خیابانی و زندان و تجاوز و قتل و اعدام بر خلاف جهت آب و خواست ملت ایران شنا کنند در ابتدا اخطارم به آقایان سرداران عزیز جعفری ٬ رادان٬ احمدی مقدم ٬ نقده ای ( نقدی ) و طائب و ... اربابان آنها یعنی آقا سید علی خامنه ای و مجتبی خامنه ای است اما عمله های ظلم دون پایه آنها نیز بهتر است احساس امنیت نکنند .
هموطنان جهت طرح شکایات خود و ارائه عکس و فیلم و اسناد و .... جهت پیگیری دعوای حقوقی خود به آدرس ها و افراد ذکر شده در ذیل مراجعه کنند بنظر من این اقدام یک عمل دموکراتیک و مانع از بوجود آمدن صادق خلخالی های دیگر در تاریخ آینده این کشور خواهد بود و در عین حال جنایتکاران نیز از مجازات در امان نخواهند ماند.
دوستان مدافع ولایت فقیه خشن تر بر خورد کنید چشمها بر روی شما و اعمالتان دوخته شده است.
بیست و پنجم بهمن ماه حماسه خواهیم آفرید
فرشاد حسینی
farshadhoseini@yahoo.com
0031-633602627
مینا احدی
minaahadi@aol.com
0049 177 569 24 13
کمیته بین المللی علیه اعدام
این اخطار و یک تهدید بچه گانه اینترنتی نیست یک اقدام عملی اولیه برای کسانی است که سعی دارند با سرکوب های خیابانی و زندان و تجاوز و قتل و اعدام بر خلاف جهت آب و خواست ملت ایران شنا کنند در ابتدا اخطارم به آقایان سرداران عزیز جعفری ٬ رادان٬ احمدی مقدم ٬ نقده ای ( نقدی ) و طائب و ... اربابان آنها یعنی آقا سید علی خامنه ای و مجتبی خامنه ای است اما عمله های ظلم دون پایه آنها نیز بهتر است احساس امنیت نکنند .
هموطنان جهت طرح شکایات خود و ارائه عکس و فیلم و اسناد و .... جهت پیگیری دعوای حقوقی خود به آدرس ها و افراد ذکر شده در ذیل مراجعه کنند بنظر من این اقدام یک عمل دموکراتیک و مانع از بوجود آمدن صادق خلخالی های دیگر در تاریخ آینده این کشور خواهد بود و در عین حال جنایتکاران نیز از مجازات در امان نخواهند ماند.
دوستان مدافع ولایت فقیه خشن تر بر خورد کنید چشمها بر روی شما و اعمالتان دوخته شده است.
بیست و پنجم بهمن ماه حماسه خواهیم آفرید
فرشاد حسینی
farshadhoseini@yahoo.com
0031-633602627
مینا احدی
minaahadi@aol.com
0049 177 569 24 13
کمیته بین المللی علیه اعدام
توئیتر
22/ بهمن / 2569 شاهنشاهی
۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه
پرسشی در مورد تجاوز در زندانها ( بخصوص به دختران باکره جهت به بهشت نرفتن آنان ) و علت شرعی آن
پرسشی در مورد تجاوز در زندانها و علت شرعی آن:
من با وجودیکه میدانم در ایران کنونی ما با وجود حاکمین بیمار فکر و بیمار مذهب این رژیم مرتب اخبار ناشایست و وحشت بار میشویم و میخوانیم میخواهم مطلبی در مورد تجاوز در زندانها و علت شرعی آن مطلبی بنویسم و پرسشهای خودرا با دیگر خوانندگان بخصوص کسانی که به ولایت فقیه این رژیم اعتقاد دارند در میان بگذارم:
در آغاز گوشه ای از بیانات مهدی کروبی خطاب به هاشمی رفسنجانی و آیت الله منتظری در مورد تجاوزات مکرر به دختران و حتی به پسران در زندانها در سالهای گذشته خطاب به خمینی را بخوانیم:
مهدی کروبی رئیس دو دورۀ مجلس شورای اسلامی روز هفتم مرداد ۱۳۸۸ در نامه ای خطاب به ایة الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری نوشت:
«برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است؛ از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده اند به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده اند و در کنج خانه های خود خزیده اند.»
در سال های نه چندان دور نیز نامۀ دیگری نوشته شد و در تاریخ ثبت شد.
۱۷ مهرماه سال ۱۳۶۵ ایة الله منتظری قائم مقام رهبری درنامه ای خطاب به ایة الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت: «آیا می دانید در بعضی از زندان های جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کرده اند؟
در سال های نه چندان دور نیز نامۀ دیگری نوشته شد و در تاریخ ثبت شد.
۱۷ مهرماه سال ۱۳۶۵ ایة الله منتظری قائم مقام رهبری درنامه ای خطاب به ایة الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت: «آیا می دانید در بعضی از زندان های جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کرده اند؟
و اما پرسش من :
و اما اینکه، خمینی در زمانی که به ایران آمد و به قدرت رسید حکمی را از مغز و اندیشه ناقص و بیمار مسلمان و شیعی و فقهیش صادر کرده بود مبنی بر اینکه به دختران باکره در زندانها تجاوز کنید تا در آن دنیا فاطمه زهرا شفاعت آنان را نکند و آنها نتوانند به بهشت بروند!!! و از آنطرف من در مقالاتی که از زندانیان برایم میرسید میدیدم که مجریان حکم در زندانها مبلغی به عنوان مهریه این دختران تجاوز شده را میبرند به در خانه اشان و به پدر و مادرشان میدهند و میگویند دخترتان را ما عقد کردیم و این هم مهریه آن ، در اینجا نکته ای جالب توجه همیشه در گوش من و فکر من خودنمائی میکند که آیا وقتی دختری عقد میشود و شما پاسدار زندانها مهریه اش را می پردازید ، آیا معنایش این نیست که اورا به عقد خود درآورده اید؟؟ پس در اینصورت خلاف فتوای خمینی عمل شده و دختر عقد کرده پیش شما آمده و در نتیجه بعد از مرگش هم بنا به عقیده خمینی فاطمه زهرا در آن دنیا دختری را که عقد شده را باید شفاعت کند و در نتیجه این دختر میرود به بهشت، پس آیا شما پاسداری که به دختری تجاوز کردید آیا دستور ولی فقیهتان را درست اجرا کرده اید؟؟؟؟ ، شما باید تجاوز کنید به او و زن تجاوز شده که مهریه به او تعلق نمیگیرد؟؟ !! ولی شما پاسداران دو دوزه بازه ، دو رو هم تجاوز به او میکنید که به بهشت نرود و هم مهریه ای ولو ناچیز به والدینش میدهید تا دهن مادر و پدرش و دهان هر ایرانی پرسشگر را ببندید و بگوئید ما به او تجاوز نکردیم و مهریه اش را پرداخت کردیم؛
این پیام به رویداد پنج شنبه 14 بهمن ماه 2569 شاهنشاهی برابر با
14 بهمن ماه 1389 خورشیدی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.
۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه
بی قانونی و بی عدالتی یک کشور امام زمانی (که مرتب هم دزدان و قاچاقچیانش را اعدام میکند ) به نام ایران
بی قانونی و بی عدالتی یک کشور امام زمانی (که مرتب هم دزدان و قاچاقچیانش را اعدام میکند ) به نام ایران:
کشوری که با احکام غلط اسلامی اداره بشود همین میشود این دو خبر از وضعیت دزدهای مملکت هستند ممکن است بگویئد خبرها در ایران هدایت شده هستند و در نتیجه نمیتوانند درست باشند؛ من هم میگویم فقط خبر دزدی و چاقو کشی در غرب تهران تا دو هفته پیش از این تاریخ 43 فقره بود که من خودم شاهد اتفاقاتش بودم
به جای دزد گیری، زنان گیری داریم ( اینست شعور و احکام الهی ما / اینست عدل و داد اسلامی ):
طرح دورکاری زنان نیز یکی از این اقدامات بود که اکنون مدتی ست در کشور امام زمانمان اجرا شده است. جز آن احمدی نژاد در چند سال گذشته با هرگونه حرکتی در مورد احقاق حقوق زنان به شدت مخالفت کرده است. بخشی از طرح مبارزه با بدحجابی نیز به همین قصد است زیرا دولت کودتا حجاب را نه ارزش و احترامی برای زن بلکه راهی برای محدود کردن او می داند و برخورد با زنان در کوچه و خیابان نه برای ایجاد امنیت در جامعه بلکه برای ایجاد ترس و احساس عدم امنیت در آنهاست.
چه اگر احمدی نژاد به فکر امنیت جامعه بود به جای زنان، دزدان و قاتلان را کنترل می کرد
در این راستا در وبلاگ دوستی این چنین نظر دادم که معتقدات من در این سالهای عمرم هست در ایران ، همان را اینجا هم منعکس میکنم
در این راستا در وبلاگ دوستی این چنین نظر دادم که معتقدات من در این سالهای عمرم هست در ایران ، همان را اینجا هم منعکس میکنم
ببینید دوستان ، ما حتی در فرهنگ ایرانی اعدام نداریم ( حتی واژه اعدام هم نداریم و به جای اعدام باید مثلا" بگوئیم به نیستی فرستادن ) و در شاهنامه هم فریدون و کاوه آهنگر وقتی ضحاک را میگیرند کت بسته میبرندش در کوههای دماوند و آنجا تا آخر عمرش زندانی میکنندش ولی خونش را نمی ریزند ، در فرهنگ ایران جان انسان و جان حیوان را نمیگیرند جان ارزش زیادی دارد ولی این اقوام سامی و رومیان خون و خونریزی را به ما یاد دادند طوری که ایرانیانی که آنطور با جان ستانی مخالف بودند برای اجابت شدن هر آرزوئی جان یک گوسپندی را میگیرند و خونش را به در و دیوار و ماشینشان می پاشند تا به اصطلاح با گرفتن جان یکی دیگه جان خودشان و مال و منالشان در امان بماند ، ما میتوانیم به جای این جان ستانی ها در مملکتمون قوانین دزد گیری داشته باشیم و زیر سایه قانون و دادگستری از شر دزدی ها رها شویم ولی گویا در این مملکت پلیس و کلانتری و دادگاهها در خدمت حاکمین وقت هستند و مشغول زنان گیری و کاری به کار دزد ندارند و این نشان میدهد ما قانون و کلانتری و پلیس نداریم!!
( عوضش خدا و پیغمبر و احمدی نژاد و خامنه ای و امام زمان که داریم )
( عوضش خدا و پیغمبر و احمدی نژاد و خامنه ای و امام زمان که داریم )
( احتمالا" این دزدانی هم که بوسیله حکومت فعلی گرفته میشوند دزدی و یا قاچاق نکرده اند و به آنها تهمت دزدی زده اند تا بتوانند دشمنان رژیم را بدون دردسر اعدام کنند!! / چه اگر با اینهمه که دزدان و قاچاقچیان را اعدام میکنند پس باید نسل دزدها و قاچاقچی در ایران از بین رفته باشه ولی میبینیم که نشده پس کاسه ای زیر نیم کاسه هست ) ، ولی گویا خامنه ای و احمدی نژاد این دو نهاد را بخوبی دارند ، ما ایرانیانی که جان را نمی ستاندیم حالا که مسلمان شدیم باید هی خدا خدا کنیم و قران بخوانیم و سر بگیریم و جان حیوان بگیریم تا واژه های عربی قران و موجودی نا موجود به نام خدا و خون ریخته شده حیوان زبان بسته محکوم شده بتواند امنیت مارا در کشورمان تامین کند !!!، ولی بهتر است بگوئیم ما ایرانیان هم قانون نداریم هم خدا را نداریم چون گویا قانون و خدا ( یی که وجود هم نداره ) هردو در اختیار این حکومت هستند.
و حالا گوشه ای کوچک از وضعیت کلانتری هایمان
ماشینمون رو دزد برده، سرگرد آگاهی آدرس چندتا از پاتوقهای دزدها رو بهمون داده، میگه برین ببینین سرنخی از ماشینتون اینجاها پیدا میکنین یا نه! اگه سرنخی پیدا کردین به ما خبر بدین!!! مملکته داریم؟
* برای اینکه بهتر بتوانید وضعیت کشور داری را در دورانهای طلائی و شکوفائی اسلامی ، شیعی بدانید علاوه بر خواندن مطالب زیر، نسک ( کتاب ) حاجی سیاح را هم که در اینجا گذاشته ام لطف کنید و دانلودش کنید تا بخوانید و بفهمید در زمان قاجاریه کشور چندین هزار ساله ایران بدست پادشاهان بسیار مسلمان و بسیار شیعه قاجار چطوری کشور داری میشده است؟؟ ، بفهمید ، تا اسلام و شیعه و آخوند هست دوران خوف و وحشت و بی ناموسی و پدرسوختگی در زمینه های مختلف هم در کشور هست ، زن ستیزی و ارزش ستیزی هم هست،
بخوانید بدبختی های کشور اسلامیمان را هم الان و هم در گذشته ما.
* خوف و حشت در زمان حال ( سال 89 خورشیدی تحمیلی )
ماشینمون رو دزد برده، سرگرد آگاهی آدرس چندتا از پاتوقهای دزدها رو بهمون داده، میگه برین ببینین سرنخی از ماشینتون اینجاها پیدا میکنین یا نه! اگه سرنخی پیدا کردین به ما خبر بدین!!! مملکته داریم؟
این وضع کلانتری های مملکتمون
و حالا بشنوید راجع به دادگاهها ی ایران:
دروغ کسب و کار من است:
1389/10/28
به رئیس شهربانی کل کشور :
در دادگاهی که شهودش خرید و فروش میشوند ، میشود گفت دادگاه ؟؟
اینجا دادگاه هست یا دارند در یک کشوربزرگی دادگاه بازی میکنند؟؟؟؟؟
- گزارش خبری را بخوانید:
( اگر چه ممکن است شما خواننده گرامی خبرهای بدتر از این را خوانده باشید و یا شاهد بوده باشید ):
خرید و فروش شهود در جلوی دادگاهها در دهه اخیر به یک معضل تبدیل شده به طوری که برخی سودجویان، شهادت در دادگاه را بهعنوان حرفه و پیشه خود انتخاب کرده و افراد بیگناه را با یک شهادت دروغ متهم میکنند.
1- قانونی که در دادگاه اجرا نمیشود:
بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری و مدنی باید دادگاه نام و مشخصات شاهد را به طرف دیگر دعوا ارائه کند تا شخص مورد نظر در مورد سلامت و عدالت شخص شاهد، تحقیق و بررسی کرده و اگر مشکل یا ایرادی را مشاهده کرد به دادگاه ارائه کند اما این قانون در دادگاهها اجرا نمیشود.
این در حالیست که ماده 1309 قانون مدنی پیش از این اثبات اسناد رسمی را با شهادت شهود خلاف دانسته بود که در تاریخ هشتم آبانماه 1367 شورای نگهبان این قانون را خلاف شرع دانسته و شهادت شهود را بیّنه و شرعی حتی در اثبات اسناد رسمی اعلام کرده است.
فرصت «دروغگوئی» در دادگاههای ایران بیشتر است
در اروپا دادگاهها بر اساس سیستم پرسآزمایی برگزار میشود بهنحوی که شاهد در محضر دادگاه، هیأت منصفه، شهود، وکیل و دادستان سؤال و جواب میشود و قاضی به سخنان آنان گوش می دهد و شاهد فرصتی برای «دروغگویی» یا «تضاد گویی» ندارد ولی در ایران تمامی سؤالات را باید قاضی سؤال کند و در این فاصله شاهد فرصتی کافی برای «دروغپردازی» دارد.
با این حال گروهی از وکلا و حقوقدانان بر این عقیدهاند که در جامعه امروزی نباید شهادت را رکن اصلی تصمیمگیری در پرونده قرار داد ولی میتوان با اجرای صحیح قانون این آسیب قضایی را رفع کرد.
معاون قضایی قوه قضائیه در این خصوص میگوید:
«وقتی مردم موازین اسلامی را زیر پا گذاشته و شهود دروغگو را در دادگاه حاضر میکنند و در دادگاه تجدیدنظر هم باز شهودی دیگر به دروغ شهادت میدهند قاضی چه کند؟.»
«وقتی مردم موازین اسلامی را زیر پا گذاشته و شهود دروغگو را در دادگاه حاضر میکنند و در دادگاه تجدیدنظر هم باز شهودی دیگر به دروغ شهادت میدهند قاضی چه کند؟.»
ممکن است خون بیگناهی ریخته شود
حجتالاسلام کریمی، نقش رسانهها در مواجهه با این معضل قضائی را مهم دانسته و توضیح میدهد: «رسانهها باید مردم را آگاه کنند که قسم دروغ، گناه کبیره است و با قسم دروغ ممکن است خون بیگناهی ریخته شود.»
آیتالله محمد امامیکاشانی، خطبیب نمازجمعه تهران نیز گفته است:
«این افراد که بعضاً در دادگاههای خانواده، کیفری و حقوقی نقش شاهد را ایفا میکنند در بسیاری از موارد حتی طرفین دعوا را نمیشناسند و تنها با یک شهادت یا قسم دروغ پول خود را از یکی از طرفین دعوا دریافت کرده و دادگاه را ترک میکنند.»
معاونت تنقیح، تدوین و انتشار قوانین و مقررات ریاست جمهوری معتقد است:
«قاضی باید به وظایف قانونی و شرعی خود از جمله تفهیم اهمیت قسم، شهادت و عواقب شهادت دروغ عمل کند.
2- قضات برای اثبات عدالت شهود وقت ندارند
عباسعلی رحیمیاصفهانی افزوده است:
«امروز مشاهده میشود قضات بهدلیل کمحوصلگی، بومی نبودن قاضی، تراکم پروندهها و مدت زمان محدود برای رسیدگی به پرونده وقتی برای احراز عدالت، عدم سوءپیشینه و دروغگویی شاهد اختصاص نمیدهند و تنها به اظهارات کتبی شاهد بسنده میکنند.»
«امروز مشاهده میشود قضات بهدلیل کمحوصلگی، بومی نبودن قاضی، تراکم پروندهها و مدت زمان محدود برای رسیدگی به پرونده وقتی برای احراز عدالت، عدم سوءپیشینه و دروغگویی شاهد اختصاص نمیدهند و تنها به اظهارات کتبی شاهد بسنده میکنند.»
مرتضی بختیاری، وزیر دادگستری هم با بیان اینکه «صحت پاکدامنی شهود نقش بسیار تعیینکنندهای در صدور حکم ایفا میکند»، گفته:
«محاکم باید با حوصله و دقت بیشتر بهدنبال عدلهای غیر از شهود بروند.»
«محاکم باید با حوصله و دقت بیشتر بهدنبال عدلهای غیر از شهود بروند.»
اما رئیس اتحادیه کانونهای وکلای ایران میگوید:
«اگر بگوییم قضات سرشان شلوغ است و وقت ندارند و شاهد بدون احراز شرایط قانونی شهادت دهد کاملاً غیرقانونی و غیرشرعی است و ممکن است بیگناهی به اشتباه متهم شود.»
از دست این رژیم بی شعور و بی عدل و داد و بی منطق و جانی راحت بشیم ، اونروز چه روزی میشود
«اگر بگوییم قضات سرشان شلوغ است و وقت ندارند و شاهد بدون احراز شرایط قانونی شهادت دهد کاملاً غیرقانونی و غیرشرعی است و ممکن است بیگناهی به اشتباه متهم شود.»
از دست این رژیم بی شعور و بی عدل و داد و بی منطق و جانی راحت بشیم ، اونروز چه روزی میشود
3- دروغگوئی برای امرار معاش
بهمن کشاورز در ادامه تصریح کرده:
«در جامعه امروزی که دروغگویی برای امرار معاش افزایش یافته است نباید پایه و اساس محاکم شهادت شهود باشد.»
«در جامعه امروزی که دروغگویی برای امرار معاش افزایش یافته است نباید پایه و اساس محاکم شهادت شهود باشد.»
قانون مجازات اسلامی، مجازات شهادت دروغ را سه ماه و یک روز تا دوسال حبس یا یکمیلیون و پانصد هزار ریال جزای نقدی تعیین کرده اما چنانچه حکمی صادر شده باشد که مبنای آن حکم، شهادت دروغ بوده باشد از طریق اعاده دادرسی نسبت به آن حکم میتوان اعتراض کرد و مرجع اعاده دادرسی دیوان عالی کشور است.
منبع: خبر آنلاین و مهر
پا نویس :
بازهم مومنین و مسلمانان ، آی چادر به سرهای با نام زینب و کلثوم و فاطمه ، کشورداری اون پدر و پسر درست بود
( که بقول شما طاغوت هم بودند ) یا کشور داری این آخوندهای مسلمان و شیعه؟؟؟؟؟؟؟
چقدر خوب شد این انقلاب سال 57 انجام شد و ما روی اصلی احکام الهی اسلامی و شیعی و رفتار آخوندی را دیدیم در غیر اینصورت تا دنیا دنیاست میگفتیم اسلام خوبست این آخوندها هستند که بدند و ظالمند و ...
- این پیام به رویداد پنج شنبه اورمزد شید 7 بهمن ماه 2569 شاهنشاهی برابر با
پنج شنبه 7 بهمن ماه 1389 خورشیدی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.
اشتراک در:
پستها (Atom)