نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران
بیداری پایگاه درفش کاویانی در راه مبارزه با خرافات و ننگ و جنایات 1400 ساله دین و 400 ساله مذهب و 31 ساله حکومت ننگین و خودکامه و پر ازفساد و جنایت آخوندی - یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز بهمین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به زرتشتی فلک زده ای می رسد که با شمشیر عرب لا اله الله گفته بود !! بی آنکه حتی معنی آنرا دانسته باشد!! شجاع الدین شفا - تولدی دیگر -
خدایا ایران را از دروغ و دشمن و خشکسالی حفظ کن - دعای داریوش بزرگ برای ایرانیان همه زمانها

.

هیچکس حقایق مذهبی را بخوبی آنهائی که توش خردگرائی را از دست داده اند نمی فهمند - ولتر

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

فرا خوان 40 ملیونی ایرانی برای رفراندوم سرنوشت

فرا خوان ملیونی ایرانی برای رفراندم سرنوشت:
فراخوان 40 میلیون ایرانی برای رفراندوم سرنوشت
جنبش سبز به مرحله ای رسیده است که باید با اتکا بر تمام ظرفیت های خود و حفظ اعتماد به نفس، نقش راهگشایی سیاسی خود را بر عهده گیرد. فراخوان رفراندوم مردمی 40 میلیون ایرانی در داخل و خارج از کشور، امری بسیار بزرگ و دشوار ولی انجام شدنی است. شور و نشاط و انگیزه در خور توجه آحاد مردم ایران، این ناممکن را ممکن خواهد نمود.
حکومت در 6 ماه گذشته نشان داده که از برانگیختن مردم و کشانیدن آنها به خیابانها عاجز مانده است. حتی این ایده که با سناریوی پاره کردن عکس و توهین به مقدسات بتوانند سبب تحریک مردم شوند نیز شکست خورد. تجمع 9 دیماه در میدان انقلاب نیز در شرایطی که آخرین بقایای ابهت حکومت در روز عاشورا از بین رفته بود، بنا به تصمیم رهبری بعنوان یک چاره فوری برای تجدید روحیه حکومت در نظر گرفته شد و آمار آن از 2.5 میلیون توسط علم الهدا به 3.5 میلیون توسط وزارت کشور و پس از آن به 4 میلیون نفر توسط روزنامه کیهان افزایش پیدا کرد و سرانجام توسط خود خامنه ای در سخنرانی 19 دی به دهها میلیون نفر!! ارتقاء یافت تا از ضمیر نهان حکومت خبر دهد که تا چه حد از این رویگردانی مردم برآشفته اند، مردمی که دیگر فریب تبلیغات حاکمان را نمی خورند. کل مساحت تجمع 9 دی، در خوش بینانه ترین حالت 120 هزار متر مربع بود و با اندکی شعور می توان فهمید که در چنین فضایی چند هزار نفر را می توان جای داد.
حتی سخنانی که توسط سردار نقدی عراقی پرتاب شد مبنی بر اینکه مسئولین مانع از آمدن میلیونها کفن پوش از شهرستانها به تهران شدند، همچنان حکایت تلخ رؤیاهای محقق نشده و نقشه های بر آب رفته آقایان است.
از طرفی بنا به ادعای سران حکومت، نیروی انتظامی 8 ماه است که کف خیابانها است و علاوه بر خستگی جسمی و فرسودگی روحی، از معلق زدنهای جدید حکومت و احضار و بازجوئی فرماندهان این نیرو بشدت بستوه آمده و عصبی و مأیوس است. خودزنی ها، گزارشات ویژه، انتقاد از خود رادیو و تلویزیونی، استعفاء ها و قهر کردن ها، متهم کردن یکدیگر، دعوت به صبر و خودداری از اقدامات خودسرانه و دهها رویکرد جدید حکومت نیز بیشتر از آنکه نشان از داشتن برنامه ای روشن داشته باشد، حکایت از سردرگمی و تشدید اختلافات داخلی حکومت دارد.

استراتژی روز حکومت این است که به هر وسیله ممکن و با دادن امتیازات، بتواند وضعیت را تا قبل از 22 بهمن، به وضعیت قبل از 30 خرداد برگرداند، مقطعی که مطالبات مردم در حد اعتراض به نتیجه انتخابات بود. در بین نزدیکان به حکومت از قول رهبر نقل می شود که : «ایشان می گویند اگر شرایط به قبل از 30 خرداد برگشته و مطالبات مخالفان فقط در حد نتیجه انتخابات باشد، می توان در مورد آن فکری کرد و چاره ای اندیشید، ولی با شرایط فعلی که هدف معترضان براندازی کل حکومت است، ما چاره ای جز مقابله و برخورد قاطع نداریم» و این اشاره رهبری این امید را در طیف معتدل حکومت ایجاد نموده که اگر بتوانند نظر رهبر را تأمین نموده و سطح مطالبات مردم را در حد احمدی نژاد کاهش دهند، آنگاه رهبر نسبت به کنار گذاشتن احمدی نژاد انعطاف نشان داده و بحران برطرف خواهد شد.
با این تحلیل خامنه ای که عزل احمدی نژاد در شرایط فعلی هیچ اثری بر خاموش کردن اعتراضات نخواهد داشت نمی توان مخالفت کرد، ولی اینکه رهبر فکر می کند بتواند بخشی از تاریخ را قیچی کرده و اوضاع را به قبل از 30 خرداد برگرداند، به روزهایی که شعار مردم فقط سکوت بود و حداکثر اینکه رای من کجاست و هنوز کسی مرگ بر دیکتاتور نگفته بود، آرزویی برآورده نشدنی است. حتی یک لحظه از تاریخ را نمی توان حذف کرد، تاریخ همانند کتاب یا فیلم نیست که توسط ممیزی حکومت بُرش خورده و حذف و اضافه شود.
مشکل حکومت این است که همه ناچارند همچون میمون از حرکات رهبر تقلید و گفته های وی را تکرار کنند. فعلاً آخرین دستور این است که همه بگویند:

- اعتراضات مردم نسبت به نتیجه انتخابات باید شنیده می شد.
- تا قبل از 30 خرداد مردم معترض در خیابانها بودند و بعد از آن اغتشاشگران کنترل اعتراضات را بدست گرفتند.
- باید حساب مردم را از اغتشاشگران و ساختارشکنان جدا کرد.
- این دعوا، دعوایی بین موسوی و کروبی با احمدی نژاد است که هر دو طرف هم دارای اشتباهاتی هستند و اگر قرار بر رسیدگی باشد باید به خطاهای هر دو رسیدگی کرد.
- باید به مردم عادی که اعتراض دارند اجازه ابراز نظر داده و همزمان با اغتشاشگران و عوامل بیگانه بشدت برخورد نمود.
- سازمان قضائی نیروهای مسلح با قاطعیت به تخلفات نیروهای انتظامی و نظامی رسیدگی کرده و متخلفین را مجازات می کند، زیرا این تخلفات را خودسرانه انجام داده و دستوری برای آن نداشته اند.
- همه فجایع پس از انتخابات فقط محدود به کهریزک است که آنهم توسط افراد معدودی در قوه
قضائیه و نیروی انتظامی انجام شده و تمام تلاش رهبر بر جلوگیری از این فجایع بوده است.
با اندکی دقت ملاحظه می شود که همه تلاش برای تقلیل جنبش سبز در حد تقابل با احمدی نژاد و بیرون کشیدن عبای رهبری از زیر پای مردم است. قرار است احمدی نژاد و رهبران حنبش سبز بعنوان دو طرف بازیگوشی که شیطنت کرده و مملکت را بهم ریخته و ایجاد بحران نموده اند معرفی شده و پس از جا افتادن سناریو، ناگهان رهبر در حالیکه شمشیر عدالت را در دست دارد، سوار بر اسبی سفید از راه رسیده و با کرامات ملکوتی خود هر دو طرف را گوشمالی داده و عدالت و آرامش را برقرار نماید.
ولی آیا براستی راهی برای نجات عبای رهبری وجود دارد؟
واقعیت این است که محدوده نفوذ حکومت از چارچوب حکومت فراتر نرفته و کمترین اثری بر مردم نخواهد داشت. در سناریوی جدید هم هر کاری بکنند در حق خودشان کرده اند و فقط منفعت آن به مردم خواهد رسید. مردم در هفته پس از انتخابات فقط به نتیجه انتخابات معترض بودند ولی این رهبر بود که بر روی مردم اسلحه کشید و فرمان کشتار صادر کرد. جنایات روز عاشورا نیز بعنوان بزرگترین لکه ننگ یک حاکم در تاریخ این کشور، بر پیشانی خامنه ای و در تاریخ ایران ثبت شده است.
عملکرد سناریوی جدید حکومت سبب شدت یافتن اختلافات داخلی خود حکومت و دلسردی بیشتر نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی گردیده و حقایق بسیاری را نیز برای قلیل هواداران باقیمانده حکومت روشن خواهد کرد.
وظیفه تاریخی جنبش سبز:
شک نیست که هر یک روز بقای بیشتر این حکومت، نتیجه ای بجز بیعدالتی و ظلم، و چپاول ثروتهای ملی و عقبگرد کردن کشور نخواهد داشت. جمهوری اسلامی هر یک روزی که بیشتر دوام داشته باشد مرتکب جنایات افزونتری خواهد شد.
برای نجات میهن و بمنظور پایان دادن به استبداد و دیکتاتوری، ما این توان و قدرت را داریم که دست بدست یکدیگر داده و حکومت را به مصاف سرنوشت فراخوانیم. ما می توانیم به تمام ملتهای دنیا اعلام نمائیم که قصد داریم بزرگترین حضور مردمی تاریخ معاصر را برای دفاع از آزادی و دموکراسی با حضور 40 میلیون ایرانی برگزار نمائیم. راهپیمائی ما با سکوت و بدون هرگونه شعاری خواهد بود و تنها خواسته مردم در این راهپیمائی تاریخی «نه» گفتن به نظام حاکم است. حکومت اجازه نخواهد داشت نیروی نظامی و انتظامی به خیابانها بیاورد و نظم راهپیمائی توسط جوانان داوطلب با بازوبند سبز برقرار خواهد شد. ساعت شروع و خاتمه راهپیمائی مشخص بوده و ما بجز راهپیمائی سکوت، هدف دیگری نداشته و بلافاصله پس از اتمام ساعت مقرر، همه مردم به خانه هایشان بازخواهند گشت.
رفراندومی بسیار آرام و صلح آمیز و با تضمین اینکه هیچ خطری در این روز حکومت را تهدید نخواهد کرد.
جنبش سبز مایل است به همه افکار عمومی دنیا و به همه نهادها و سازمانهای بین المللی رسماً اعلام نماید که خواستار رفراندوم 40 میلیون نفری در روز 22 بهمن است و حکومت جمهوری اسلامی که ادعا دارد حکومتی مردمی است، وظیفه دارد بدون هیچگونه قید و شرطی با این ابراز نظر عمومی موافقت نماید. ما بدنبال فتح سنگرهای حکومت و جنگ خیابانی نیستیم و مایلیم بسیار انسانی و صلح جویانه به خیابانها آمده و با سکوت خود ابراز نظر نمائیم.
حکومت با چه توجیهی می تواند از یک راهپیمائی آرام سکوت جلوگیری نماید؟ آیا مایل است در انظار جهانیان، بجای پذیرش راه حلهای دموکراتیک و بشردوستانه، دست به خشونت زده و حمام خون براه بیاندازد؟
ما در عاشورا نشان دادیم که در مقابل گلوله و سرکوب کوتاه نیامده و با دست خالی در برابر استبداد می ایستیم. روز 22 بهمن هم پرشمار و مصمم خواهیم آمد. انتخاب بین یک راهپیمائی آرام و بدون شعار و یا احیاناً گزینه نامطلوب دیگری، در اختیار حکومت است. ما در هر صورت خواهیم آمد. ما فقط طالب این هستیم که تعداد واقعی معترضین به روشها و رفتارهای حکومت را روشن نمائیم و تنها جائی که امکان تقلب و دخالت حکومت در کم و زیاد کردن آمار وجود ندارد، خیابانها و موج زنده مردمی است که داوطلبانه و آگاهانه راه خود را انتخاب کرده اند.
عرف بشری و قوانین بین المللی و اخلاقیات جامعه ما، دفاع از خود را خشونت نمی داند. چنانچه دزد یا جنایتکاری به انسان حمله کند و فرد برای رفع تهاجم از خود دفاع نماید می توان آنرا خشونت نامید؟ هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که انسان حق دفاع از خودش را نداشته باشد.
توقع جنبش سبز این است که پس از اعلام فراخوان 40 میلیون نفری برای 22 بهمن، تا قبل از فرا رسیدن ماه بهمن، حکومت، روشن و واضح و بدون ابهام، اعلام رسمی نماید که آیا با راهپیمائی صلح آمیز مردم ایران همکاری خواهد نمود، که در این صورت ما ضمن استقبال از عقلانیت حکومت، به تشکیل کمیته های انتظامات برای برقراری نظم کامل راهپیمائی 22 بهمن مشغول خواهیم شد، یا اینکه خدای ناکرده نیت سوئی در ذهن داشته و مردم ناچار خواهند بود خود را برای دفاع در برابر خشونت و وحشیگری حکومت آماده نمایند.

نکته : فراخوان فوق تاکنون مورد توجه و تایید طیفهای متنوع جنبش عظیم سبز قرار گرفته و رایزنی درباره جزییات آن ادامه دارد. با اطلاع رسانی برق آسا در داخل و خارج از کشور( مخصوصا درمورد هموطنانی که کمتر به اخبار جنبش دسترسی دارند) به تکمیل و بهینه سازی آن کمک کنید. رسانه شمایید
ما پیروزیم چون بیشماریم

این مطلب به تاریخ پنج شنبه اورمزد 8 بهمن ماه 2568شاهنشاهی برابر با
8بهمن ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

شیعیان ایران انقدر به این عربهای بی خدا باج ندهید!! فراخوان (پتیشن) برای دفاع از حداقل خواسته ها

دو پیام را در زیر بخوانید:


این پیام را برای همه ایرانیان بفرستید شاید کمی به خود ایند , و اینقدر به این عربهای از خدا بی خبر باج ندهند /

فراخوان (پتیشن) برای حداقل خواسته ها - امضا کنید


طبق آمار بانک جهانی در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توریسم یا به زبان ساده از زیارت مسلمین در خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000 دلار یا قریب سی میلیارد دلار بوده است زائرین ایرانی که بصورت تمتع و یا عمره در همان سال به مکه رفته اند 1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار یا بعبارتی قریب به مبلغ پنج میلیارد دلار درآمد تقدیم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در میان تمام کشورهای اسلامی مقام اول را به خود اختصاص داده اند. نظر باینکه هواپیمائی جمهوری اسلامی قدرت جابجائی اینهمه زائر را نداشته است شرکت هواپیمائی عربستان قریب به 54 درصد از زائران ایرانی را به خود اختصاص داده است...طبق گزارش مقامات دیپلماتیک ایران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترین و توهین آمیز ترین رفتار را با زوار ایرانی داشته اند و ایران از لحاظ توهین ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است. علمای عربستان در همان سال فتوی صادر کرده اند که ایرانیان شیعه کافر هستند.طبق یک گزارش دیپلماتیک دیگر زائران ایرانی ناخواسته ترین و منفورترین خارجی ها در عربستان محسوب می شده اند. با یک حساب سرانگشتی بوسیله پولی که ایرانیان سالانه به عربستان (دشمن شیعه ایرانی) تقدیم می کنند می توان تعداد 170.000 مسکن روستائی احداث کرد... یا میتوان 714.286 فرصت شغلی کشاورزی یا 200.000 فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد یا میتوان 10.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشی در کشور ایجاد کرد ویا میتوان با پول حجاج دوسال یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت 75000 بشکه احداث کرد ویا با پول پنج سال حجاج میتوان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب نبود....اما افسوس که با پول حجاج ایرانی قمارخانه های فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بیزنس حج را در اختیار دارند آباد میشود.....و تا رسیدن ایرانیان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهینه هزینه کردن پول برای نزدیکی به خدا راه بسیار درازی در پیش است



فراخوان برای دفاع از حداقل خواسته های مردم ایران

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

به یاد ندا و سهراب که تبدیل به سنبل آزادی خواهی مردم ایران در مبارزات 7 ماه گذشته شدند .به خصوص که آنگونه خون سرخ ندا جوشش و طغیان کرد که بیش از سایر خبر های مهم جهان خبر شهادت وی مخابره شد وموجب بیدار کردن وجدان های خفته ی جهانی گردید. تا همگان بدانند در ایران چه می گذرد؟.ما فرزندان کوروش کبیر که هدیه گران بهای منشور حقوق بشر را به جهانیان تقدیم کرد،امروز برای رسیدن به آن جان بر کف تلاش می کنیم.زیرا متاسفانه در کشوری اسیر شده ایم که به آزادی و حقوق بشر هیچ اعتقادی ندارد و حتی قانون اساسی خود را هم زیر پا می گذارد.

ما امضا کنندگان این پتیشن سرکوب،اعتراف گیری،خشونت،کشتار و جنایات حکومتی 30سال اخیر و بخصوص در 7ماه گذشته پس از کودتای انتخاباتی در22 خرداد را ،به شدت محکوم می کنیم. و از همه دولت های دمکراتیک و پای بند به منشور حقوق بشر جهان ،خواهان اتخاذ موضع گیری قاطع و صریح با محکوم کردن جنایات روزمره در ایران می باشیم .سکوت شما دولت های جهان و همچنین سازمان ملل در این مورد مهر تاییدی بر همه این جنایات است

و همچنین حداقل خواسته های خود را برای ایران به شکل زیر بیان می کنیم

1-آزادی همه زندانیان سیاسی و اجتماعی

2-آزادی بیان ، مطبوعات ،احزاب،مذهب، ،رادیو و تلویزیون

3-برقراری دموکراسی و آزدی و رعایت موازین منشور حقوق بشر

4-محاکمه عامران و عاملان قتل ها ،شکنجه ها و تجاوزات جنسی

5-جدایی دین از حکومت

6-رفراندوم و انتخابات آزاد برای تعیین سرنوشت

جوانان فعال جنبش سبز ایران

از هر گروه و سازمانی که از این پتیشن می خواهد حمایت کند تقاضا داریم تا با گذاشتن ان در سایت خود از ان حمایت کند و در قسمت نظرات وبلاگ ما قرار دهد تا اسم آن سازمان یا گروه را در لیست حمایت کنندگان قرار دهیم.

امضا کنید

http://www.petitiononline.com/JFJSABZE/petition.html

زنده باد آزادی .......زنده باد ایران

http://jfjsabz.blogfa.com

WWW.JFJSABZ.TK


این مطلب به تاریخ 1بهمن ماه 2568شاهنشاهی برابر با

1بهمن ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

ببینید اسلام و شیعه و آخوند چه خاکی بر سرا ایرانی ریخته است!!!آیا علی در نتیجه اسلام آوردنش به زنان احترام گذاشته است؟!!

ببینید اسلام و شیعه و آخوند چه خاکی بر سر ایرانیان ریخته!!!

ببینید اسلام و شیعه و آخوند چه خاکی به سر ایرانی ریخته است حتی عربها هم این عکس را ببنند تعجب خواهند کرد!!

اگر فکر میکنید که تسبیح یکی از اینها پاره شده و دیگران در پیدا کردن دانه ها کمک میکنند،دراشتباهید...

بسیجی اندو مسیری را که رهبرشان تا

محل ایراد سخنرانی پیموده میبوسند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بت پرستی در اوج حماقت

بازهم بخوانید:

مطالب زیر را بخوانید و ببینید اسلام چه بر سر عقل و وجدان انسانها آورده و بدانید آیا علی در نتیجه اسلام آوردنش به زنان احترام گذاشته ؟!!:

در مملکت چو غرش شیران فتاد و رفت *** این "عو عو" سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست *** گرد سم خران شما نیز بگذرد


**

بهلول را گفتند فرق منبر و مستراح چیست؟

گفت در اصلشان فرقی نیست!!

هرکس که نخواهد در جمع مردم آن کار را بکند به مستراح میرود

و هرکس که بخواهد بر جمع مردم به آن کار دست بزند به منبر میرود!!

نظر ملا احمد نراقی را بعد از خواندن آیات قران و مسلمان شدنش را باهم میخوانیم !!

اینست نتیجه مسلمان شدن ما انسانها باهم بخوانیم این عقل آدمی را که بعد از مسلمان شدنش مایه تاسف شد و اینست دستورات الهی ما در قرانی که اعراب به زور و سر بریدن ها به ما ایرانیان چپاندند!!

ملا احمد نراقی مینویسد:

پیغمبر فرمود که خدا با من تکلم کرد و فرمود:

ای محمد من هرگاه بنده ای را دوست داشته باشم سه چیز به او عطا میکنم :

دل او را محزون میکنم!! بدن اورا بیمار می کنم!! و دست اورا از مال دنیا خالی میگردانم و هرگاه بنده ای را دشمن داشته باشم سه چیز به او میدهم:

دل اورا شاد می کنم / بدنش را صحیح و سالم می گردانم و دست او را از اموال دنیا پر میکنم...

و فرمود مردم همه مشاتق بهشتند و بهشت مشتاق فقر!!!!!!!!

معراج العاده ص 291 و 295

و اما در مورد علی ابن ابیطالب بگویم

میگویند علی مولای متقیان شوهر بیوه زنان

باید بگویم که تاریخ نویس معاصر آقای کسروی هم معتقد بود علی مرد متقی بود و هیچوقت دنبال هوسهای انسانی خود نرفت حتما" همینطور بوده چون آقای کسروی یک تاریخ نویس بوده و به منابعی دسترسی داشته که من و شما دسترسی نداریم

اما در مورد این که شوهر بیوه زنان بودن علی:

این حرف و عقیده مردم ما نشان میدهد که علی طرفدار حق و حقوق زنان بوده است اما همین علی در زمان خودش جنگی به نام جنگ جمل با عایشه میکند که عایشه شکست میخورد ایشان هم بعد از جنگ حرفهای زشتی میزنند و سر قضیه را بطرف همه زنان عالم میگیرد درصورتیکه خیلی بخواهد حرفی بزند فقط باید بگوید عایشه چنین و چنان است به تمام زنهای عالم چرا میگوید بد هستند ایا کسی که معتقد هست تمام زنها در عقلشان اشکال هست میتواند شوهر بیوه زنان بشود آنهم پس از مرگش که دسترسی به این دنیای فیزیکی ما را هم ندارد

و اما خطبه علی بعد از جنگ جمل با عایشه:


امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام فرموده اند :
خطبه : 79
و من خطبة له (ع) بَعْدَ فَراغَه مِن حَرْب الجَمل
مَعاشِرَ النَّاسِ، إ نَّ النِّسَاءَ نَواقِصُ الْإِيمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ، فَاءَمّا نُقْصانُ إِيمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاَةِ وَ
الصِّيَامِ فِي اءَيَّامِ حَيْضِهِنَّ، وَ اءَمَّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَاءَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ اءَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْاءَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجالِ فَاتَّقُوا شِرارَ النِّسَاءِ، وَ كُونُوا مِنْ خِيارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَ لا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتّى لا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ.
ترجمه :
خطبه اى از حضرت (ع ) پس از فراغت از جنگ جمل

اى مردم ، بدانيد كه زنان را ايمان ناقص است و بهره منديهايشان ناقص ‍ است و عقلهايشان ناقص است . اما ناقص بودن ايمانشان از آن روست كه در ايام حيض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهايشان ، بدان دليل است كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است و نقصان بهره منديشان در اين است كه ميراث زنان نصف ميراث مردان است . از زنان بد بپرهيزيد و از زنان خوب حذر كنيد و كار نيك را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهيد، تا به كارهاى زشت طمع نكنند.

در برداشت علی از زنان ببینید چقدر علی بی انصافی کرده!! :

1- اگر عایشه به جان علی افتاده چرا علی به تمام زنها میگوید بی عقل؟!!

2- ما زنها چرا ایمانمان ناقص است ؟ چون به قرار عقل و فهم علی که شوهر بیوه زنان هم هست زنها ایام حیض دارند !! آخر به این علی بگوئید یک مقدرا خونریزی که باعث تصفیه خون زنها میشود و از نظر پزشکی و سلامت بدنش برایش لازم است چه ربطی به ناقص بودن عقل و ایمانشان دارد ؟!!!! اگر این علی در ایران متمدن و شهر بدنیا آمده بود و تربیت شهری داشت از این حرفهای شاخ دار و مزخرف نمیگفت و خون ریزی را اصلا" ربط به ناقصی عقل زن نمیدانست!!

میگوید از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید !!

ای ایرانیان معتقد به علی:

این علی با این افکارش آیا میتواند شوهر بیوه زنان باشد ؟؟؟؟؟!!!

آیا در اسلام به حقوق زنها احترام گذاشته شده است؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

** مهم

حالا ای ایرانیهای قرن 20 و 21 و تحصیل کرده آیا نباید از این علی و محمد انتقاد کرد تا دیگران تلنگری به مغزشان بخورد تا بسوی کتاب زردشت گاتها بروند و آنرا ورق زده و بخوانند که یک حرف زشت برای مرد و زن درآن نیست تماما" از مهر و راستی حرف زده شده و از دروغگوئی که ابتدای تمام جنایات دنیا هست شدیدا " مردم را پرهیز داده حرفها و دستورات سکسی و مستهجن هم ندارد و چون فارسی هم هست به ترجمه احتیاجی ندارد که مترجمین غلط عمدی و سهوی در آن بگذارند و چون به فارسی هست و به عربی نیست در نتیجه هم به 20 جلد تفسیر المیزان علاحه طباطبائی و جندین و چند جلد کتاب کلفت زمخشری و چندین نفر دیگر هم باز هیچ احتیاجی نیست. به راحتی میخوانیمش و میفهمیم

مهم:

حالا با هم نظریات یک مخلص ولایت فقیه را در ایران باهم بخوانیم و ببینید این اسلام و شیعه و آخوند چه بر سر بعضی ها آورده / خودتان قضاوت کنید؟!!:

من یک بسیجی مخلص عاشق رهبر عزیزم هستم..در اسلام تجاوز به کافران ثواب است..گردن زدن انها ثواب است..و خون انها مباح..در راه پیشرفت اسلام ..اگر خواهرم هم ضد ولایت فقیه باشد به امر اقا واجب التجاوز محسوب میشود..حتی مادرم را حاضرم گردن بزنم و مورد تجاوز قرار بدهم اگر ضد ولایت باشد و کافر..چه برسه مادر و خواهر شما ها بچه سوسول ها..
اینها پاداش اسلام است به مومنین..هم در این دنیا ..و هم در ان دنیا..حوری های اماده برای مومنین مهیا ست…ما بسیجیان عاشق خدا و اسلام و ائمه کار خلاف شرع انجام نمی دهیم..اینها غنایم ما از اسلام اوردن است..با این روش اسلام دنیا را گرفت ..و امپراطوری بزرگ شاهان عقب افتاده ایرانی و روم و مصر و اندلس را تسخیر کرد….با این احکام محکم بود که اسلام عزیز تا به کنون هنوز زنده و سر حال مانده و خواهد ماند..
مرگ بر ضد ولایت فقیه..به امید گرفتن غنایم بیشتر از شما کافران ضد ولایت.


این مطلب به تاریخ 23دی ماه 2568شاهنشاهی برابر با
23دی ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.


۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

زود لو رفت!!

زود لو رفت!!!!!!!!!!! زود لو رفت !!!!!!!! زود لو رفت!!!!!!!!!

بابا زود لو رفتی


گروهی از زنان و دختران مزدور قصد دارند تا ترفند دیگری را جهت خاموش کردن انتقادات مردمی و سرکوب آنان به اجرا بگذارند.
گروهی از زنان و دختران معلوم‌الحال، روز شنبه 19 دی ماه 1388 (شنبه پیش رو) قصد دارند در خیابان‌ها تجمع کرده و در حالی که نمادهای سبز به همراه دارند علیه آنچه حجاب اجباری می خوانند اعتراض کرده و برخی نیز کشف حجاب کنند و با منتسب کردن این حرکت به مردم معترض، زمینه سرکوب شدیدتر را فراهم آورده و طیف مؤمنين را از سيل اعتراضات جاري جدا کنند.
قرار است این اقدام، توسط صداوسیما به طور گسترده پوشش داده شود تا با نمایش مکرر از تلويزيون، ميان معترضان، تفرقه و شکاف بيفتد.

توضيح خودم: کليت اين توطئه، از سوی منابع بسيار موثق مورد تأیید قرار گرفت.


این پیام به تاریخ آدینه 18دیماه 2568 برابر با

18دی ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان منتشر شد

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

حضور امام حسن و امام حسین همراه با پدرشان امام علی در حمله و هجوم به طبرستان

حضور امام حسن و امام حسین همراه با پدرشان امام علی

در حمله و هجوم به طبرستان:

نظر به اینکه بضی دوستان در جواب مطلب من در مورد حضور امام حسن و امام حسین همراه با پدرشان امام علی در طبرستان ایرادهایی گرفته بودند و حتی بعضی ها از تاریخ طبری هم مثال زده بودند من این مطلب کوتاه استخراج از دو تاریخ ابن فقیه و همان طبری مثال زده یکی از دوستان را اینجا به اختصار نقل میکنم:

در تاریخ ابن فقیه برگ 152 و در تاریخ طبری جلد پنجم برگ 2116 مینویسد:

مردم گیلان و طبرستان و دیلمستان سالها در برابر هجوم سپاهیان اسلام پایداری و مقاومت کردندو در حقیقت اعراب مسلمان هیچگاه نتوانستند گیلان و طبرستان و دیلمستان را تصرف نمایند!

جواب به شریعتی مرده و طرفدارانش و ملاها و طرفدارانش که میگویند ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب رفتند!!

بقیه داستان:

در زمان عثمان اعراب برای فتح طبرستان تلاش بسیار کردند و سعید بن عاث به دستور عثمان به سوی طبرستان روانه شد

**در این هجوم !! امام حسن و امام حسین فرزندان امام علی همراه با سعید بن عاث همراه بودند!!

اینها رفته بودند ایرانیها را بکشند!!


این مطلب به تاریخ 17دی ماه2568 شاهنشاهی برابر با

17دی ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

آیا ما ایرانیان باید به حسین عاشقی کنیم؟!! - درفش میهن را از یزید و یارانش و حسین پس میگیریم همراه شو عزیز

تلويزيون های سياسی را بدون پارازيت روی ماهواره در ايران و اروپا ببينيد

لینک زیر را دانلود کرده تا جون دادن مردم و رد شدن ماشین از روی هم وطنامونو ببینیم باهم
چه افتخاری برای احمدی نژاد و خامنه ای و دارو دسته اش دارد وقتی مردم کشته میشوند آنها زنده میمانند
میدانید خامنه ای کلکسیون پیپ و عصا و انگشتر دارد و از کوفت کردن نوعی خاویار و ماهی قزل آلای خال قرمز خیلی لذت میبرد
کاخهای شاه و اردشیر زاهدی هم زیر دستش هست
و
گده:
گاهی با راشد یزدی (آخوندی که جوک های رکیک می گوید) گده می کند. این کار برای خامنه ای اسباب خنده می شود،(کاری که کریم شیره ای برای ناصرالدینشاه انجام می داد. )

http://ashura.s3.amazonaws.com/ashura_part3.zip



آیا ما ایرانیان باید به حسین عاشقی کنیم؟!!:



خطاب من به عاشقان حسن است و شیعه :

آیا باید ما برای حسین عزا داری و خود زنی های وحشتناک کنیم؟!!

گیرم این حسین مظلومانه کشته شد شما ایرانیان از خود بپرسید ما چرا باید عزا دار او باشیم ؟!! حسین و تمامی امامان در کشور خودشان عربستان صعودی غریبه غریبه ها هستند هیچ کس آنها را قبول ندارد اما ما ایرانیان باید به زور شمشیر صفویه و به خواست شاه اسماعیل صفویه و مادرش دست از اسلام فرو رفته در خونی که عمر برایمان آورد بشوئیم و این بار شیعه خرافاتی تر و بدتر از اسلام بشویم ما اینجا زردشت را داریم که به ما میگوید هیچوقت عزا داری نکن و مرتب دل مردمان را شاد میخواهد ولی ما او را کنار گذاشته و به پیامبران سامی علاقه نشان میدهیم و بعد هم امامانی که در کشور خود هیچ بهائی ندارند اگر میگوئید شاه اسماعیل صفوی ما را به زور شیعه کرد پس ما شیعه هستیم من در جواب میگویم حالا که شاه اسماعیل صفوی و شمشیرش و شاه عباس و قزلباشان زنده خوارش بر سر ما نیستند چرا باید زردشت را با نوشته های زیبایش که پر است از مهر و دوستی در سراسر آن بدون هیچ ضد و نقیضی و هیچ شان نزولی و هیچ غمگساری کنار بگذاریم و مرتب بگوئیم حسین مظلومانه کشته شد اگز زندگی زردشت را هم بخوانید میفهمید که زردشت هم مظلومانه کشته شد مظلومیت جوانان ایرانی در این 30 ساله و در این چند ماهه بعد از 22 خرداد 88 هم مظلومیت بود ای ایرانیان معععععععععتقد به خود آئید که این خود آمدنها دیر هم شده


درفش وطن را از یزید و یارانش پس می گیریم ! همراه شو عزیز

این روزها ، لباس های مردم و دیوار های شهرها شاید سیاه پوش باشد ، اما آیا این سیاه پوشی و چهره غمدار و اشک هایی که بر مظلومیت حسین و یارانش ریخته می شود ، با هدفی متعالی همراه است؟

آیا حسین و یارانش ، حج را نیمه کاره رها کردند تا عده ای امروز بر طبل و دهل و سنج بکوبند و خواب را از چشمان همه بگیرند ؟

آیا حسین و یارانش کشته شدند تا ما امروز به جای شنیدن صدای موزیک رپ از داخل ماشین های مدل بالا ، صدای ” منصور ارضی ، محمود کریمی و سعید حدادیان ” را بشنویم ؟

آیا باید در این روزها فقط گریست و آش و قیمه و قورمه ای خیرات کرد و دیواری را سیاه پوش کرد ؟

آیا حسین قیام کرد که ما دو شب نذری بدهیم و توی سر و صورتمان بکوبیم ؟

آیا حسین آن همه ظلم را تحمل کرد تا ما این روزها فقط زیر علم 200 کیلویی برویم و همه برایمان کف و سوت بزنند ؟

آیا حسین و یارانش در راه گفتن حقیقت ، جانشان را دادند تا هیات ها سر تیغه علم و رنگ پر علم با هم کل کل بکنند ؟

آیا پیام حق طلبی و حقیقت گویی حسین و یارانش در ظرف یک بار مصرف خورشت قیمه خلاصه می شود ؟

شاید حسین کشته شد ، اما پرچم قرمز مقاومت و فریاد علیه یزید زمان ، همچنان پابرجاست .اگر حسین برای احیای دین جدش بر یزید و معاویه قیام کرد و تا پای جان ایستاد ، ما هم برای گرفتن حقمان در مقابل معاویه و یزیدیان زمانه می ایستیم .

نسل من در روز عاشورا به یزید و یزیدیان اثبات می کند که شاید در این سالها از حسین و قیام حسین هر چه می خواستند به خوردمان داده اند ، اما ما وارثان حقیقی راه حسین هستیم و انتقام خون ” سهراب ” ها و ” ندا ” ها و ” ترانه ” ها و ” محسن ” ها را از یزید زمان خواهیم گرفت

شعر جانانه ای در مورد محرم و خود زنی های هم وطنان خردباخته ایرانزمین که میزنند و میدرانند بدن عزیزشان را تا خدا آنها را در بهشت و به پیش حوریان ببرد هیهات از این عقل و فهم هیهات!!

زنده یاد ایرج میرزا و محرم

بیچاره چه میكشی خودت را ….. دیگر نشود حسین زنده
كشتند و بمرد و رفت و شد خاك ….. خاكش عـلف و علف چرنده
من هم گویم یزیـد بد كرد ….. لعنت به یزید بدكننده
اما دگر این كتل متل چیست ….. وین دسته خنـده آورنده
تخم چه كسی بریده خواهی ….. با این قمــه‌های نا برنده
آیـا تــو سكینـــه‌ای كـه گـوئی ….. سو ایستمیرم عمیم گلنده
كو شمـر و تو كیستی كه گوئی ….. گل قویـما منی شمیـر النده
تو زینـــب خواهـــر حسینـی ….. ای نره خر سبیــل ‌گنـده؟
خجلـت نكشی میـان مـردم ….. با این حركات مثـل جنده
در جنگ دو سـال پیش دیـدی ….. شد چند كــرور نفس رنده
از این‌همـه كشتـگان نگـردید ….. یك مو ز زهــار چرخ كنده
در سیـزده قرن پیـش اگـر شـد ….. هفتاد و دو سر ز تن فكنده
امـروز چرا تو می كنی ریش ….. ای درخور صد هزار خنده
كی كشته شـود دوبـاره زنـده ….. با نفــریــن تو بــر كشنــده
بــاور نكنـی بیـــــا ببنـــدیـم ….. یك شرط به صرفه برنده
صـد روز دگـــر بـــرو چـو امـــروز ….. بشكاف ســر و بكـوب دنــده
هی بر سر و ریش خـود بزن گل ….. هی بر تن خــود بمال سنده
هی با قمه زن به كله خویش ….. كاری كـه تبر كند به كنـده
هی بر سـر خــود بزن دودستـی ….. چون بال كـــه می‌زنـــد پرنـده
هی گـو كـه حسیـن كفــن ندارد ….. هی پـــاره بكــن قبــای ژنده
گر زنـده نشــــد انـم به ریشـت ….. گر شـد ان تو به ریش بنده!

"God must love stupid people, he created so many"





این مطلب به تاریخ 9دی ماه 2568شاهنشاهی برابر با
9دی ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

شکافتن بحث وحدیث های ملایان در مورد عزاداری حسینی

شکافتن بحث و حدیث های ملایان در مورد عزا داری حسینی:

دین ما عزاداری را یکی از بهترین کارها دانسته تا جائیکه در حدیث ثواب آنرا بر شمرده با هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد با پیغمبر خدا!!
و ثواب هر نبی و رسول و صدیق و شهیدی که مرده یا کشته شده از روز خلق دنیا تا قیامت !!
خواهش دارم یکبار دیگر این حدیث را بخوانید و بینید دروغ و گزافه از این بالاتر هم میشود بر خدا بست؟!!
راستی اگر اختیار بهشت و جهنم بدست یک کودک بی خردی باشد چنین کاری خواهد کرد؟!!

مهم:
اگر روز قیامت شما آقای عزا دار رفتید به بهشت و آن بالا بالاهای بهشت را به شما دادند و بموجب این حدیث شهدای بدر و احد و همه پیغمبران را زیر دست شما قرار دادند بالا غیرتا"شما خودتان آنجا خجالت نمی کشید اگر شهدای بدر به خدا اعتراض کردند که ما در موقع ضعف اسلام بیاری آن برخاستیم و بنای آنرا با خون خود بالا بردیم پس چطور ما را هزار درجه پائین تر از آن آقای عزا دار جای دادی
(اصلا" اون دنیا شهیدان به خدا میگویند:

اگر ما شهیدان نبودیم اسلامی نبود که شیعه ای از آن درست شود و آخوندی بیآید و بکمک انگلیس حدیث درست کند و عزا دار را بالاتر از ما در بهشت قرار دهد!! – یک ضرب المثل فارسی میگه لب بود که دندون اومد / خودم)
**آیا شما عزا داران حسینی باز روی نشستن در آن بالا بالا های بهشت را دارید ؟!!


برگرفته از کتاب: اسرار هزار ساله از علی اکبر حکمی زاده



این مطلب به تاریخ3 دی ماه2568 شاهنشاهی برابر با

3دی ماه1388 شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

آیا حسین بن علی همان سرداریست که مردم گرگان را قتل عام کرد؟

آیا حسین بن علی همان سردار سپاهیست که مردم گرگان را قتل و عام کرد ؟ :

* به مناسبت فرا رسیدن محرم و سینه دراندن و خود زنی های ناشی از بی خردی هم وطنان ایرانی الاصل ما

نوشته زیر را که بطور خلاصه آمده است بخوانید:
در تاریخ طبری آمده است که :
” سعید ابن عاص” لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و از اسلام گريزان شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر “تمیشه” بود که به سختی با سپاه اسلام نبرد کرد . “سعید عاص” شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه “سعید ابن عاص” مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند

در این کشتار خونین مردم ایران:

عبدالله پسر عمر – عبدالله پسر عباس – عبدالله پسر زیبر – حسن ابن علی ( امام حسن ) – حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اسلام قرار داشتند . تاریخ طبری
* آیا ایشان همان امامی هستند که ایرانیان در عاشورا و تاسوعا و اربعین برایشان سینه چاک میکنند و خودشان را آنجوری میزنند و بدن نازنین خود را با قمه پاره پاره میکنند !؟


این نوشته به تاریخ27 آذر ماه شاهنشاهی برابر با

27آذر ماه شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

کتاب سبز ماه - دلایلی برای رد انتخابات 88

دانلود کتاب سبز ماه:


دلایلی برای ابطال انتخابات 88

دریافت کتاب ( 30 صفحه ):
/web/EbhamDarEntekhabat.pdf?gda=iORE_EkAAAAH4C4CuJQTOu6IB6Yrnf8jPCQhwnk-7DQJwuizPe5mPVQq0FQRNZMeJQ-z2LLwCQi0O3FnZQkqZSRDaVHfQaLWhAioEG5q2hncZWbpWmJ7IQ


این نوشته به تاریخ 19 آذر ماه2568 شاهنشاهی برابر با
19آذر ماه 1388شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

افسانه زنده بگور کردن دختران در عربستان

افسانه زنده بگور کردن دختران در عربستان!!!

آغاز افسانه:
بین سالهای 590 تا 600 میلادی ( 32 تا 22 سال پیش از هجرت ) پس از جنگ فجار ( همان جنگی که پیغمبر در آن شرکت نمود ) و در فاصله این سالها داستان اصلی مربوز به زنده بگور کردن دختران اتفاق افتاده
که در کتاب تاریخ تمدن اسلام تالیف جرجی زیدان صفحه 919 به شرح زیر درج شده است:

زنده بگور کردن دختران:
میگوینداین قبیله ( بنی تمیم ) بر نعمان پادشاه حیره باج و خراج یا جزیه میداد و چندی از پرداخت جزیه یا باج و خراج امتناع کردو نعمان بر سر آنان لشگر کشیدو فرزندان آنها را اسیر گرفت و این عمل بر قبیله بنی تمیم گران آمد. لذا کسانی نزد نعمان فرستاده اموال و اولاد خود را خواستند . نعمان خواهش آنان را نپذیرفت و آنها گفتند : پس زنان ما را پس بده
نعمان گفت : دختران شما شوهر کرده اند من آنها را مخیر میکنم هر کدام خواستند پیش شوهرشان بمانند و هرکدام نخواستند شوهر خود را رها کرده پیش پدر ها بر گردند. همه دختران بنی تمیم نزد پدرها بر گشتند فقط دختر شخصی به نام قیس بن عاصم شوهر خود عمرو بن مشرج را رها نکرد و قیس (پدر دختر) از رفتار دختر خشمگین شده نذر کرد که از آن به بعد اگر دختری پیدا کرد او را بکشد...
بطوری که خوانندگان گرامی ملاحظه میفرمایند آغاز داستان زنده بگور کردن دختران در دوران زندگی محمد و در فاصله بیست سالگی او اتفاق افتاده است.

بعثت پیغمبر:
610 میلادی ( 12 سال پیش از هجرت) – در این سال حضرت محمد اعلام بعثت یا پیغمبری نمودند.

هجرت پیغمبر:
622 میلادی ( سال اول هجرت) – دراین سال هجرت مسلمانان از مکه به مدینه اتفاق افتاده است.
مسلمان شدن قیس بن عاصم و آغاز افسانه زنده بگور کردن دختران:
631 میلادی ( 9 سال بعد از هجرت ):
در این سال که ( سال وفود ) نام گرفته است نمایندگان قبایل عرب گروه گروه به مدینه می آمده و اظهار مسلمانی میکرده اند. ظاهرا" اولین آنها که قبیله بنی تمیم بوده که قیس بن عاصم ( یعنی همان کسی که برای زنده بگور کردن دختران آینده اش سوگند خورده بود) نیز در بین نمایندگان آن قبیله قرار داشته است.
ما شرح آن را از کتاب تاریخ پیامبر اسلام ( تالیف دکتر محمد ابراهیم آیتی از انتشارات تهران – چاپ چهارم – صفحه 612 ) نقل میمائیم:
در محرم سال نهم طایفه بنی العنبر یا بنی تمیم در میان سقیا و سرزمین بنی تمیم مسکن داشتند. و به روی مامور جمع آوری صدقات خزاعه شمشیر کشیدند و از جمع آوری زکاتها جلوگیری کردند و فرستاده رسول خدا به مدینه گریخت
رسول خدا صلی الله علیه و آله عیبته بن حصن فراری تمیمی را در محرم سال نهم بر سر آنان فرستاد و پنجاه سوار از غیر مهاجر و انصار همراه وی ساخت. و عیبته به نقل صاحب طبقات: یازده مرد / یازده زن و سی کودک از آنان اسیر گرفت و به مدینه آورد.
به دستور رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) – آنان را در خانه رمله دختر حارث جای دادند تا آنکه عده ای از بزرگان بنی تمیم از جمله: عطارد بن حاجب وزیر قان بن بدر و قیس بن عاصم و اقرع بن حامس و قیث بن حارث و نعیم بن سعد و عمر بن اهشم و رباح بن مجاشع در پی اسیران رسیدند و شیون اسیران آنان را بر آن داشت که با شتابزدگی بر در خانه رسول خدا ایستادند و فریاد کردند ای محمد پیش ما بیا
رسول خدا از خانه بیرون آمد و بلال اذان نماز بگفت و چون نماز ظهر خوانده شد رسول خدا در صحن مسجد نشست و عطارد بن حاجب از طرف فرستادگان بنی تمیم سخن گفت و ثابت بن قیس شماس به دستور رسول خدا وی را پاسخ داد و سپس رسول خدا اسیر انشان را ( البته پس از مسلمان شدن آنان و دریافت فدیه در مورد تعدادی از اسیران ) به آنان باز داد.
آیه زیر در باره همینان نزول یافت:
ترجمه آیه به فارسی:
به درستی آنان که تو را از بیرون حجره ها صدا میزنند اکثرشان عقل ندارند!! ( الحجرات آیه 4)
( ای خوانندگان ببینید عاقل کسی است که بلا سرش آمد کسی را به کمک نطلبد / خودم)
***
در همین جلسه ضمن گفتگوئی که بین فرستادگان بنی تمیم و حضرت محمد به عمل آمده است آنان داستان قسم خوردن قیس بن عاصم جهت کشتن دختران آینده خود را به آگاهی آن حضرت رسانده اند.
حضرت محمد پس از این آگاهی قیس را از آن کار زشت منع نموده و نیز آیه های 8 و 9 سوره التکویر در این مورد نازل شده است:
و اذا الموعوده سئلت بای ذنب قتلت
ترجمه آیه به فارسی:
و آنگاه که از دختران زنده بگور پرسیده شود که به کدام گناه کشته شدم؟
** سخنی معترضه:
بطوری که خوانندگان گرامی به روشنی ملاحظه میفرمایند معنای دو آیه بالا ارتباط منطقی با یکدیگر ندارند!!
زیرا هر یک از آنها را که ملاک قرار دهیم با دیگری جور نیست و به اصطلاح با آن نمیخواند!!
مثلا": آیه اول میگوید: و آنگاه که از دختران زنده بگور پرسیده شود
" در اینجا باید سوالی از دخترانی که زنده بگور شده اند " بعمل آمده باشد
مانند اینکه : " شما به چه گناهی کشته شده اید؟ "
اما می بینیم که دختر زنده به گور شده ( که مورد سوال قرار گرفته بود ) بجای پاسخ دادن
خودش سوال مینماید : " که به کدام گناه کشته شدم؟!!"
*** متوجه غلط این دو آیه شدید؟!!
اگر هم همین سوال مندرج در آیه دوم را ملاک قرار دهیم قاعدتا" و منطقا" میبایست در آیه اول روشن شده باشد که مخاطب این سوال کیست؟: آیا پدر دختر است؟!! نه اینکه کسی از دختر زنده بگور شده بپرسد که من یعنی سوال کننده به چه گناهی کشته شدم؟!!


** نتیجه گیری:


بطوری که خوانندگان گرامی ملاحظه فرمودند:
1- افسانه زنده بگور کردن دختران در عربستان بر خلاف آنچه که مورخان و مبلغان و مفسران دروغ پرداز نوشته اند در طول چندین قرن پیش از اسلام در عربستان رواج نداشته بلکه آغاز آن در دوران زندگی حضرت محمد و فقط چند سالی پیش از بعثت( در طی 10 سال) بوده است .
2- این افسانه ارتباطی با تمام یا اکثر قبایل عرب و یا حتی معدودی از آنها نداشته و فقط مربوط به قبیله بنی تمیم و( قیس بن عاصم ) بوده است.
3- از قبیله بنی تمیم نیز فقط یک نفر به نام قیس بن عاصم در زمان خشم و عصبانیت شدید نسبت به انجام چنین اقدامی در آینده سوگند خورده بوده و به احتمال زیاد بعد از چند روز خشمش هم فرو نشسته است. و نیز از زمان سوگند خوردن او تا زمان ملاقاتش با حضرت محمد فرصتی نبوده است تا اینکه او 7 یا 9 یا 12 و یا 13 فرزند دختر پیدا کرده و آنان را به گور کرده باشد!!!!!
4- در سال نهم هجرت در زمانی که همان قیس بن عاصم همراه با تعدادی دیگر از بزرگان قبیله بنی تمیم به قدرت حضرت محمد رسیده هنوز سوگند مزبور هم به انجام نرسیده بوده و نیز با توجه به فروکش کردن خشم و عصبانیت اولیه احتمال انجام آن در آینده نیز وجود نداشته است!!!.
** ضمنا" باید در نظر داشت که جریمه شکستن بزرگترین سوگند ها و انجام ندادن آنها در عربستان بطور خیلی عادی دادن کفاره مثلا" : قربانی کردن یک گوسفند بوده است!!
( چه آسون کفاره میدادند و خودشونو راحت میکردند!! / خودم )

*** یک سوال بسیار بجا:
حال ممکن است که این سوال بجا برای خوانندگان گرامی پیش بیآید که اگر مطلب به همین سادگی بوده که در بالا نوشته شده است پس چرا در طول چهارده قرن صد ها هزار مبلغ اسلامی / دهها هزار مفسر قران و هزاران نفر مورخ متوجه آن نشده اند؟!!
پاسخ سوال مزبور این است که :
به احتمال زیاد همه آنان و یا اکثرشان از واقعیت امر آگاهی داشته اند ولی چون این افسانه تنها موردی بوده است که میتوانسته اند از آن بعنوان یک موهبت بزرگ و ارزنده اسلامی برای زنان نام ببرند لذا به منظور رونق دادن و بها دادن به دکان خود حاضر به ابراز حقیقت نشده اند!!
*** به عبارت دیگر هر گاه آنهمه محدودیت آ که بعد از اسلام برای زنان وضع شده است در یک کفه ترازو قرار دهیم فقط افسانه زنده بگور کردن دختران وجود دارد که میتوان آن را بعنوان یک مزیت و امتیاز بزرگ اسلامی در کفه دیگر ترازو جای داد و الا کفه دیگر ترازو خالی میماند و غیر از این افسانه مطلب قابل ذکر دیگری برای گذاشتن در آن وجود ندارد!!
*** بطور مثال : از آخرین تفسیر قران به زبان فارسی به نام تفسیر نمونه یاد مینمائیم:
این تفسیر 27 حلدی توسط آیت الله ناصر مکارم شیرازی و زیر نظر 6 نفر دانشمند که اسامی آنان زینت بخش اولین صفحه در هر جلد میباشد در قم تهیه شده است.
هم اکنون چند ین کتابخانه بزرگ اسلامی در قم وجود دارد که از زمره بزرگترین و مجهز ترین کتابخانه های اسلامی جهان بشمار میروند و همه آنها برای بررسی و پژوهش در اختیار مولفان تفسیر نمونه قرار داشته است.
*** با این ترتیب آیا نمیتوان قبول کرد که نام قیس بن عاصم و شرح داستان او به نظر حضرت ایت الله عظمی ناصر مکارم شیرازی /مجتهد بزرگ عصر ما و سر مولف تفسیر نمونه و سایر مولفان دانشمند آن تفسیر نرسیده باشد؟!!
در جلد 26 – صفحه 176 تفسیر آیه ( بای ذنب قتلت ) با این جمله شروع شده است:
موئوده از ماده واد ( بر وزن وعد ) به معنی دختری است که زنده در زیر خاک دفن شده... و در صفحه بعد زیر عنوان زنده بگور کردن دختران چنین آمده است:
یکی از درد ناکترین و وحشیانه ترین پدیده های عصر جاهلیت عرب پدیده واد است که در قران مجید مکرر به آن اشاره شده!!
اگر چه بعضی معتقدند که این جنایت در همه قبایل عرب عمومیت نداشته و تنها در قبیله کنده یا
( بعضی قبایل دیگر ) بوده است. ولی مسلما" مساله نادری نیز محسوب نمیشده و گرنه قران با این تاکید و بطور مکرر !! روی آن صحبت نمیکرد.
ولی به هر حال این کار به قدری وحشتناک است که حتی موارد آن قابل صحبت و بررسی است.
* مفسران ( کدام مفسران ) گفته اند:
در جاهلیت عرب هنگامی که وقت وضع حمل زنان فرا میرسیده است حفره ای در زمین حفر میکردند و بالای آن می نشستند / اگر نوزاد دختر بود آن را در میان حفره پرتاب میکردند و اگر نوزاد پسر بود آنرا نگاه میداشتند!!!
لذا یکی از شعرای آنها (کدام شعرای گمنام و در کدام قبیله بی نام )
در همین زمینه با لحن افتخار آمیزی میگوید:
سمیتها اذا و لدت تموت
والقبر صهر ضامن ذمیت
یعنی: نام آن نوزاد دختر را به هنگام تولد تموت
( یعنی میمیرد در مقابل یحیی که مفهومش این است که زنده میماند ) گذاشتیم.
و قبر داماد من است که او را در بر گرفته و خاموش است.
( تمام یا قسمتی از شرح بالا در تفسیر نوین به نقل از مجمع البیان – جلد 10 – صفحه 444 میباشد. )
بطوری که ملاحظه میشود این آیت الله العظمی و سایر مولفان دانشمند تفسیر نمونه که ادعای آگاهی از تمام جزئیات مطالب اسلامی را مینمایند در تفسیر آن آیه به نحوی کاملا" آگاهانه و مغرضانه از شرح داستان اصلی یعنی جنگ نعمان بن منذر با قبیله بنی تمیم و حتی ذکر نام قیس بن عاصم خودداری کرده و مطلب را به دروغ به قبیله کنده چسبانده اند و نیز یک افسانه باور نکردنی و خرافی را صورت یک حقیقت به خوانندگان خالی الذهن قالب نموده اند/ در حالیکه همان کلمه موئوده نیز در لغت عرب به معنای دختر یا دختران زنده بگور شده نبوده استو این کلاه را مفسران قران فقط به مناسبت همان یک آیه دوخته و برسر همان یک کلمه گذاشته اند!!!.

منبع:
اقتباس از: حافظ نامه شماره ششم – نوشته مهدی شمشیری
************************************************************************
این نوشته به تاریخ12 آذرماه2568 شاهنشاهی برابر با

12آذرماه 1388خورشیدی تحمیلی نوشته شد.